تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

شاید ان هم با کمی تخفیف بخواهیم بگوییم که سهمیه بندی بنزین و سیستم کوپنی برای بنزین برای مصرف کردن زیادی ما ایرانی ها اثر زیادی گذاشت و مصرف ما را بهینه کرد و از هرکی به هرکی خارج کرد اما لزوم چند نکته در این باب ضروری به نظر می رسد

ترافیک تهران چندان تغییری نکرد این را می توانی از ترافیک اتوبان همت بفهمی در مسیر شرق به غرب از چهار راه تهرانپارس تا صیاد شیرازی ، تا  شریعتی این ترافیک می رود و می رود تا پل مدرس ( ان ور ترش را نرفتم تا ببینم) اتوبان همت که بزرگترین شاهراه بزرگراه در تهران است وضعیتش در صبح اینگونه است و در عصر با لعکس می شود

بنزین ازاد وجود دارد کافی است که به بعضی از پمپ بنزین ها در ساعاتی خاص و به مسوول بعضی از پمپ ها رجوع کنی تا بفهمی خیلی از مردم از بنزین مازاد و ازاد مصرف می کنند انهم برای اینکه یا نمی توانند صرفه جویی کنند یا الکی خوش هستند که مورد اول بر دومی خواهد چربید

اخلاق در ایران با سیستم کوپونیسم به یغما رفته این را هم می توان دید. سه ماجرا تعریف می کنم

دوستی تعریف می کرد که گردو فروشی داد می زد که گردو پوست نازک بیا و بخر با قیمت خوب.  انجا برای ما باز کرد و انصافا گردویش خوب بود امدیم خانه دیدیم که گردوها همه شان  خراب است کاشف به عمل امد که گردو های جلوی خودش پوست نازک بوده اند

یکی از فامیل های ما انار خوش ترکیب و قرمزی را دیده بود تو این وانت ها که دارند می فروشند ایشان هم رفتند و خریدند انار را باز کردند و دیدند همه شان نارس و سفید است و معلوم شد که یا رنگ کرده بوده انار را یا انار های سالم را پاره کرده روی وانت به مردم نشان می داده

و امروز در صف شیر شنیدم که خانمی گلایه می کرد که صبح در باکش را خط خطی کردند و می خواستند  به زور در باک را باز کنند و بنزین را هاپولی هاپو کنند

نمونه هایی از این دست زیاد است و قطعا شما هم یا دیده اید و یا شنیده اید. سیستم کوپنی و عدالت بر اساس توزیع برابر و... این مسائل را دارد همیشه وقتی اسم فساد اخلاقی  را ما ایرانی ها می شنویم ذهنمان به سمت روابط نامشروع و سکس پرواز می کند در صورتیکه اصل فساد اخلاقی همین تقلب بازی های ما مردم و گول زدن ها است همین دروغ ها و همه اینها مقصرش سیستم غلط اقتصادی کمونیستی است ( شروع اش با مرحوم رجائی و تولد دوباره اش با... )

یارانه از جنگ با ما امد و امد و انگاری همچنان دست از سر ما بر نمی دارد یارانه با این مردم به اصطلاح مذهبی چه ها که نمی کند سر هم را گول می زنیم به هم دروغ می گوییم ان هم برای رنگین کردن سفره ای که قرار بود یه چیکه نفت توش بیاد. اقای زید ابادی ان اوایل که سهمیه بندی بنزین شروع شده بود و همه استقبال کردند شاید جزو تنها کسانی بود که چنین هشدار هایی داد و گفت این سیستم یارانه ای و کوپنی فساداور خواهد بود و با این کار  مردم را به سمت فساد هدایت خواهیم کرد

هیهات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 19:17  توسط مجتبی امین محمد  | 

Green Day Warning minority print Correct I want to be the minority I don't need your authority Down with the moral majority 'Cause I want to be the minority I pledge allegiance to the underworld One nation under dog There of which I stand alone A face in the crowd Unsung, against the mold Without a doubt Singled out The only way I know I want to be the minority I don't need your authority Down with the moral majority 'Cause I want to be the minority Stepped out of the line Like a sheep runs from the herd Marching out of time To my own beat now The only way I know One light, one mind Flashing in the dark Blinded by the silence of a thousand broken hearts "For crying out loud" she screamed unto me A free for all F*** 'em all You are your own sight I want to be the minority I don't need your authority Down with the moral majority 'Cause I want to be the minority

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 23:9  توسط مجتبی امین محمد  | 

محبوب ها همیشه محبوب نیستند.

من همیشه شیفته کارهای طنز مهران مدیری هستم و همیشه هم از خودش و هم از کاراش خوشم می اومد اما وقتی یک محبوب همیشه فکر کگنه کاری که اون می کنه همیشه ی خدا درسته اونجاست که اشتباه کرده  وقتی که مهران مدیری به نحو زننده ای از تبلیغات در اخرین کارش استفاده افراطی کرد هیچ کس حتی منی که عاشقانه عاشق کارها و شخصیتش بودم چندان خوشم نیامد و انجا بود که احساس بعضی ها می گفت مهران مدیری به پایان رسید و او تمام شد.

حالا کاراکتر اول قصه ما چندان محبوب نیست شاید بیشتر مشهور باشد تا محبوب انهم نه مشهور انچنانی بلکه مشهور در حرفه خودش.

محمد قوچانی را با ان تیم حرفه ای اش با ان سر مقاله ها و اوج کارش در شرق را دوست داشتم و دارم همیشه از اینکه در ایران تیم حرفه ای ژورنالیستی که یکدست و هماهنگ هستند خوشم می امد.

شهروند امروز کار تازه اوست دستپختی که اول خوب بود امد و امد تا کم کم روی افراطی گری در مقابله با جنبش نو ظهور چپ در ایران را مورد سیبل خود قرار داد. خیلی سعی کردند و سعی دارند که در تمام مجله هاشان که هر هفته می اید یک مطلب پیرامون چپ ها بنویسند اما انهایی که چپ هم نیستند( مثل خودم) یک احساس زننده و انتی پیدا می کنند نسبت به مجله.

این افراط گریی،  در مقابله با چپ ها و دویدن در پیست راست مدرن نمی گذرد بلکه به حمله هایی نسبت به محسن مخلباف ، مصدق و چگوارا هم می رسد.

امروز دیگر شهروند امروز ان شهروند امروز شماره های 1 و 2و 3 نیست.

همه می فهمند می دونی مشکل اینجاست که ادم هایی که فقط خودشون رو تو ایینه می بینند و حتی دکور اطرافشون رو هم نمی بینند فکر می کنند دیگرون نمی بینند اما اقای قوچانی بدانید این افراط گریی را همه رفته اند و دوزخش را دیدند چون مردم می فهمند همان جور که خاتمی، گنجی،  قلعه نویی،  مهران مدیری،  مهران غفوریان  و بعضی از خوانندگان لس انجلسی را طرد کردند.

پایان سروشیم را ورق می زنید پایان چگوارا و پایان مصدقی ها را زمزمه می کنید، اما پایان قوچانیسم هم نزدیک است احتمالا خودتان فهمیده اید که میزان خرید مردم از نشریه شما کمتر شده هر چند که خیلی ها بو برده اند که این خط مشی از امثال احسان نراقی و بعضی از راست های میانه رو تزریق شده که مقابله با چپ های دانشگاه  به جای مقابله با ....

از مهران مدیری مطمئن هستم که بازگشت با شکوهی خواهد داشت او فرد با هوشی است کسی که زمانی شاگرد قطب الدین صادقی بوده است و خوب می فهمد مردم چه می خواهند مدیری سقوط نخواهد کرد این را می توانید شش ماه بعد در اثر جدیدش ببینید اما قوچانی و تیمش را نمی دانم که می توانند به  اوجشان بازگردند یا نه

راستی هیچ متوجه شدید که در استانه انتخابات حساس مجلس حتی یک مقاله در حمایت  اصلاح طلبان نگاشته نشده؟ از اخبار و نشست هایشان از.

 رمز ماندن همین است دیگر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 12:15  توسط مجتبی امین محمد  | 

عید فطر مبارک باشه. خیلی زود مثل تموم ماه رمضون های گذشته تموم شد قصد ندارم که این پست رو به حرف های کلیشه ای در مورد تمومی ماه رمضون و عید فطر اختصا ص بدم  دوست داشتم این عکس قشنگ گرافیکی رو کار بذارم و نشون شما هم بدهم. و دوم اینکه ما همیشه با این ماه ( ماه تو اسمون رو میگما) رمضون و شوال مشکل داشتیم البته ما مشکل نداشتیم بلکه اقایون ایت الله ها مشکل داشتند و شاید این مسئله برمی گرده به اتوریته ای که وجود نداره و تفرقه و دودستگی بین نظرات اقایون.

مطلع هستید که ایات عظام بهجت وحیدی خراسانی منتظری و صانعی جمعه را اول ماه رمضان اعلام کردند در حالیکه حکومت پنجشنبه را اول رمضان اعلام کرد اگر ما قبل از انقلاب یا دهه های اول انقلاب دو سه تا از اقایون می گفتند برای ما اثبات شده که امروز ماه رمضان است یا امروز عید فطر دیگر مراجع به حکم انان عمل می کردند اما امروز مردم ما بین این دو دستگی ها که هیچ ربطی به سیاست ندارد گیر کرده اند و مانده اند معطل.

 هر چند که در این چند ساله اخیر دفتر استهلال با منجمان اماتور ایرانی با تلسکوپ های پیشرفته و حتی با پرواز هواپیما صورت گرفته ولی معلوم نیست چرا اختلاف دیدن ماه با چشم مسلح و چشم غیر مسلح رفع نمی شود؟ این اختلاف هنوز زنده است و ظاهرا هیچ کس راه حلی ندارد.

این مسائل به هیچ وجه برای تشیع و نظام مذهبی ایران خوب نیست چرا که دیگران را به این افکار سوق می دهد که اینها که در مسئله دیدن ماه با هم اختلاف دارند چه انتظاری است که....( بقیه اش را خودت برو)

 

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور،       ای خداتو بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن

 اللهم اغن کل فقیر،                            خدایا هر فقیر را بی نیاز گردان

 اللهم اشبع کل جائع  ،                        خدایا هر گرسنه را سیر گردان

 اللهم اکس کل عریان ،                       خدایا هر برهنه را لباس بپوشان

اللهم اقض دین کل مدین ،                    خدایا دین هر مدیونی را ادا فرما

 اللهم فرج عن کل مکروب ،                خدایا هر غمگینی را دلشاد ساز

 اللهم رد کل غریب ،                          خدایا هر غریبی را به وطن باز رسان

 اللهم فک کل اسیر ،                          خدایا هر اسیری را ازاد کن

 اللهم اصلح کل فاسد من امور مسلمین،   خدایا مفاسد امور مسلمانان را اصلاح فرما

 اللهم اشف کل مریض ،                      خدایا هر مریض را شفا عنایت کن

 اللهم سد فقرنا بغناک  ،                      خدایا به غنای ذاتی خود جلو فقر ذاتی ما را ببند

اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک ،        خدایا بدیهای حال ما را به خوبی صفات خودت تغییر ده

 اللهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر

 خدایا دین ما را ادا فرما و فقر ما را بدل به غنا و بی نیازی گردان که تو ای خدا بر هر چیز توانایی

 

 

خداییش عجب دعای توپیه شاید جزو تنها دعاهایی باشه که شامل کل جامعه انسانی و بشر می شود و مختص مسلمونا و شیعه ها نیست این دعا را بخوانید خیلی قشنگه اونجا که گفته هر غریبی را به وطن بازگردان خدایا نخبه ها و غیر نخبه های ایرانی را از امریکا و کانادا و اروپا و خلاصه همه جا به وطن بازگردان و انجا که گفته هر اسیری را ازاد کن خدایا کلیه زندانیان سیاسی ایرانی را به خانه هاشان بازگردان و

 

موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 23:4  توسط مجتبی امین محمد  | 

شاید اتفاق میمون و مبارکی باشد.

میوه ممنوعه، این که به جامعه فهماند این میوه ممنوعه است نه گامی برای تحکیم خانواده

بهر حال روند خوبی است و کسی نمی تواند منکر ان باشد یکی می گفت وقتی کسی یا کسانی مشهور،  با یک حرفی عاقلانه  مخالفت می کنند باید دید چرا ان حرف عاقلانه باعث رنج انان شده است؟

تا الان یکی از شاگردان ایت الله مصباح یزدی و ایت الله مهدوی کنی به شدت با سریال های ماه رمضان مخالفت خود را اعلام کردند و گفته اند که امیدواریم مردم این سریال ها را نگاه نکنند. البته امیدوارانه بخوایم نگاه کنیم اینه که ایشان با اغماء که مروج خرافات است مخالف باشند و نه میوه ممنوعه که گاز زدنش عقوبت بدی داره

ظاهرا تمام خانواده های ایرانی هستی و حاج یونس فتوحی را ادم بد می بینند و از انجا که زن یا دختر در روایات از حیله های شیطان نام برده می شود عوام جامعه،  هستی را بیشتر مقصر می دانند تا حاج یونس. بهر حال همین که از اقدام حاج یونش خوششان نمی اید می تواند در جامعه زنان ایرانی امیدوار کننده باشد

ایا علا رغم اینکه دولت طرح تحکیم خانواده( ازدواج با یک زن دیگر برای مردانی که زن دارند بدون اجازه زن اول)  را به مجلس ارائه داده مردم یا بهتره بگم اون نیمچه اقازاده ها و خود حاجی بازاری ها میوه را ممنوع می دانند یا خیر؟

در این باب یک مسئله دیگر هم وجود دارد ان هم این است که قران کریم که اجازه 4 زن برای مردان را داده است ایا ایه ای تاریخی و موقعیتی و غیر ثابت است یا ثابت و غیر قابل تغییر؟ مشخص است که نگاه  این سریال از مسئله دوم نشات می گیرد و هوشمندانه این تلقین را به جامعه تزریق می کند.

هرچند که سریال های امسال ماه رمضون نا امید کننده بود اما میوه ممنوعه حرفهایی زیاد برای گفتن داشت هرچند که ایراداتی( انجا که جلال فتوحی  از کشتن پدر هستی گریه می کند در حالیکه یک اقازاده یا جوجه کله گنده، هیچ وقت گریه نمی کند ان هم بابت یک قتل پیشامدی )  هم داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:8  توسط مجتبی امین محمد  | 

باورم کن .

من هنوز مترسک باغ جنون ام

عمری مسافری و من هنوز غرق سکون ام

خیلی سخته........ که بدونم.... نمی خوام اینجا بمونم

 داغ میوه های نارس آتیش انداخته به جونم

دست تقدیر تو رو برده.........سرنوشتم رو می دونم

 تو می دونی جون باغ و باغبون بسته به جونم

اون کلاغی که می گفتی........ اومده چشمام رو برده..... دگمه های پیرهنت رو....به تن جاده سپرده

دیگه این دل گله ها مرحم تنهایی من نیست

.

.

تو بدون باز تو سرم رویای پوشالی زیاده

رسم زندگی همینه ........ گاهی سخته   گاهی ساده.


(پیشنهاد می کنم آهنگ این ترانه رو که کاوه یغمایی به شکلی جدا رویای اجرا کرده گوش کنید)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:4  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:58  توسط مجتبی امین محمد  | 

من اگر تا بحال نتونستم واسه این نبود که تو ترکم کردی،
اگه از غم می نوشتم واسه این نبود که تو ترکم کردی
هیچ ربطی هم به حرفای اون پسر دایی نامردت نداشت
من هنوز هم پنجشنبه ها
سر اون پیچ قشنگ
شمع به دست وایمیسم
آخه گلم ، عزیزم
من و تو  همدیگرو اینجوری دوست نداشتیم که،یجور دیگه همدیگرو می دیدیم،با سر انگشتامون
من به همه گفتم تو چقدر دوست داشتی با کبوترای امامزاده پرواز کنی
من هم دوست داشتم ،چون تو رو دوست داشتم
وقتی تو پریدی همه گفتن تقصیر منه
من گریه کردم، آره گریه، اما نه با سر انگشتام ، با دلم ، با چشام
همه گفتن داری می خندی
بخدا من از خدا خیلی خواستم که به من پرواز یاد بده
اگه نتونستم واسه این نیست که تو نیستی،خدا با من قهره
چون وقت پرواز من به به تو فکر می کردم ، به آغوشت ،واسه همین خدا تورو از من گرفت
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:15  توسط مجتبی امین محمد  | 

وسعت فاصله تقصیر تو نیست،

لحظه ها حادثه را می سازند،

لحظه ها در گذر و .........

ثانیه ها بین ما فاصله می سازند

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 21:39  توسط مجتبی امین محمد  | 

گوشت ذبح شده مسیحی پاک است و گوشت ذبح شده شیعی حرام است.

این از جدیدترین فتوا های مفتی عربستان است. فتوایی که بسیار سر و صدا پیدا کرد ولی معلوم نشد که چرا ایران و ایرانی ها هیچ واکنشی به ان ندادند. گرچه بعضی از دفاتر مراجع عظام و ایت الله ها  این اقدام و این فتوا را محکوم کردند اما معلوم نشد که چرا واکنش گسترده ایی به این فتوای جالب داده نشد؟

نقش روشنفکران در این قضایا گم است همیشه وقتی فتوایی داده می شود از طریق اهل سنت و به خصوص وهابی ها بایستی ایت الله ها ان را تقبیح کنند و محکوم کنند براستی نقش روشنفکر دینی یا نوگرا دینی این وسط چسیت؟ چرا هیچ وقت روشنفکران ایران هیچ واکنشی به وقایع و اخبار جهان اسلام و فتوا هایی که داده می شود نشان نمی دهند؟ چرا نوگراهای ایرانی هیچ واکنشی به قضایای کاریکاتور دانمارکی نشان ندادند؟

البته که شاید برای ان باشد که رسانه مستقلی نداشته باشند که این دلیل موجهی نیست( صد البته که روشنفکران امروز نه تنها هیچ جایگاهی در رسانه ملی ندارند که در همان رسانه مورد تخریب قرار می گیرند این را می شود از برنامه ماه عسل که مجری اش در این زمینه جولان می دهد یا ازسریال اغما فهمید)

 و البته که همایشی در حمایت از مردم لبنان در جنگ سی و سه روزه در حسینیه ارشاد برگزار شد و عده ای سخن راندند، ولی براستی ایا این کافی است؟

 ایا فکر نمی کنیم که واکنش و reaction انها نسبت به جهان پیرامونی اسلام و عقاید و نظرات بسیار کم است؟ چرا باید الجزیره به سراغ هاشمی رفسنجانی برود برای مناظره با شیخ  دانشگاه الازهر مصر؟

اینها سوالاتی است که می تواند جواب روشنی باشد به این که روشنفکران دینی و نوگراهای دینی دچار پس روی و حاشیه نشینی شده اند. 

مراد فرهاد پور معتقد است که دوران امروز دوران پس روی روشنفکری دینی است او می گوید همه نشانه ها حاکی از ان است که روشنفکری دینی دست کم به عنوان یک نیروی تاریخی موثر و بالنده در حال کنار رفتن از صحنه و تبدیل شدن به فرقه های کوچک اکادمیک است.

عبداکریم سروش معتقد است که روشنفکری دینی به حکم روشنفکری واجد عنصر اعتراض و انتقاد نیز هست هم انتقاد به نظم سیاسی جهان هم اعتراض به نظم سیاسی ایران.

هاشم اغاجری هم یکی از ضعف های امروزین روشنفکری دینی را عدم حضور درعرصه تحولات اندیشه جهانی می داند. او جدایی روشنفکران دینی ایرانی از روشنفکران دینی دیگر کشورهای اسلامی برای هر دو طرف را  مایه خسران و زیان می داند.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 15:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

می دونی خدا بزرگه،

 

 خیلی هم بزرگه، واسه من اونقدر بزرگه که نمی تونم از رگ گردن به خودم نزدیکترش ببینم، واسه همینه که وقتی میگی نه، وقتی با عاشقت تلخی می کنی، فقط میگم خدا بزرگه،

 برای همین امیدی ندارم که بر گردی، حس وقتی رو دارم که از خدا بهشت برین می خوام !!!

 شاید یه روزی ،

یه زمانی ،

 وقتی تو بری ، بت پرست بشم، شاید بتی بپرستم که کوچیک باشه، اندازه اشکم، اندازه ی در قلب تو واسه من ، بتی که پاک باشه، به پاکی شراب نگاهت،

 شاید یه روزی،

 یه زمانی ،

 وقتی تو بری ، بگم خدا منم، خدای عاشق،خدایی که عشق رو از نماز و نیاز تو معبد نگاهت ساخت،

 ولی نه........ ولی نه، از عشقت نه می شه خدایی کرد و نه بت پرستی، آخه عشقت اندازه ی همون خدایی که من باهاش غریبم ، عشق من بزرگه،

 شاید یه روزی ،

یه زمانی ،

 وقتی تو بری ، بت پرست بشم، ولی اینبار از خدا اجازه می گیرم تا بتی بسازم، جنسش از جنس عشقم به تو ، تا که کامل بسازمش، شبیه تو، ولی قلبش بزرگ، فقط کوچیک می سازمش، اونقدر کوچیک که نتونی ببینیش، تا نفهمی که من عاشقتم،

تا نفهمی من کافر خدای عشق تو شدم،

 خودم می شم راهب معبدش، راهی کوه و سنگ و تیشه ها، چله نشین غصه هام، بی خیال از هیچ خیالی، آسوده می میرم در درد دوری،در آغوش خدای جدید، تینای من،اسم تو یاد گل است و عشوه و ناز، تینای من شاید یه روز از تو اجازه بگیرم...................

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 0:10  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام

امیدوارم که از این شب های قدر به نحو خوبی استفاده کرده باشید من که تو این شبها به حسینیه ارشاد می روم و اگر سخنرانی خوبی باشد  استفاده می کنیم و گرنه هم که با دوستان گرم صحبت در محوطه حسینیه

 می شویم. شب بیست و یکم تمام شد دیشب که نگذاشتند احمد قابل سخنرانی کند و به جای ان اقای اشکوری سخن گفت و اشکوری هم از ساختار خوارج و ایده ها و تفکراتشان سخن گفت.

مورد جالبی که دیدم و سابقه نداشت این بود که بعد از سخنرانی ها دعای جوشن کبیر خوانده شد و جالبتر انکه جمعیت همانطور مانده بود انها که کتاب داشتند می خواندند و انها که نداشتند زمزمه می کردند جو هلویی شده بود خیلی جالب بود چون تا به حال سابقه نداشت که حسینیه ارشاد این کار را بکند و جالبتر انکه مردم سالن پایین و بالا را پر نگه دارند و در نهایت صدای بلند گو های بیرونی هم به گوش می رسید

جوشن کبیر با ان همه صفات خدا با زمزمه ی یک جمع متراکم با صدای بلند گو های خیابان فضای خیابان شریعتی  را عوض کرده بود.

گویی روشنفکران دینی یا همون نوگراهای دینی درس عبرتی گرفته اند گویی تلنگر علوی تبار و سارا شریعتی (در همایش دین و مدرنیته) برای انان به خصوص برای اقای کدیور مفید به فایده بوده.

 

 

این هم مطلب پارسال من راجع به چیستی خوارج این مطلب گزیده ای است از کتاب زیبای حاتم قادری که به ساختار های عقیدتی خوارج می پردازد است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 14:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

این روزا دنیا واسه من

از خونه مون کوچیکتره

کاش می تونستم بخونم

قد هزار تا پنجره

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتن منه

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتنه منه

حالا که دلتنگی داره

رفیق تنهاییم میشه

کوچه ها نارفیق شدند

حالا که می خوام شب و روز

بهم دیگه دروغ بگم

ساعت ها هم دقیق شدند

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتنه منه

برای ادامه شعر و دیدن عکسهای سریالی غروب رجوع شود به این لینک

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 0:36  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

برنامه های ماه مبارک رمضان در حسینیه ارشاد

 

شب نوزدهم : حجه الاسلام فیرحی - دکتر محمد مجتهد شبستري

شب بیستم : حجه الاسلام مسعود ادیب - دکتر محسن ارمین

شب بیست و یکم : احمد قابل - دکتر ناصرمهدوی

شب بیست و دوم : مهندس عزت الله سحابی - دکتر سید هاشم اغا جری

شب بیست و سوم : دکتر سید محمد مهدی جعفری - حجه الاسلام دکتر محسن کدیور

شب بیست و چهارم : تقی رحمانی - دکتر عیرضاعلوی تبار

 

مراسم شبهای احیا : حجه الاسلام مصطفی درایتی

آغاز برنامه : ساعت 8 شب

 

برنامه سال قبل حسینیه ارشاد

سخنرانی سال قبل اغاجری: ترس و فقر دوقلوهای جامعه شیطانی

سخنرانی سال قبل عبدالکریم سروش

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 1:16  توسط مجتبی امین محمد  | 

در حالیکه من هنوز در شوک مرگ ناگهانی خانم جوان محمد( یکی از نویسندگان این وبلاگ) هستم  و ناراحت از اینکه عشق انها که 4 سال از اغازش طول کشیده بود با یک سرطان از هم پاشید گرچه ممکن است عشق انها به هم زنده باشد ولی بهر حال یکی از دو عاشق در این دنیا نیست و دیگری را تنها گذاشته برای من یکی که یک درام تلخ بود محمدم که بنده خدا در خودش است و سکوت

توی این چند روزه با وجود اتفاقات زیادی که( من جمله مصاحبه جذاب شبکه سی بی اس با احمدی نژاد و سفر احمدی نژاد به نیویورک و سخنرانی او در دانشگاه کلمبیا و سریال های درپیت ماه رمضون بر عکس سالهای پیش) رخ داد و می خواستم بنویسم اما حالشو نداشتم که چیزکی بنویسم هرچند که این روزها حسابی سرم شلوغه.

امروز اتفاق بدی افتاد و اونم اینکه علی ابادی و کفاشیان احراز صلاحیت شدند برای رئیس فدراسیونی فوتبال هر چند که فیفا سعی کرد که دست دولت را از فوتبال کوتاه کند اما به نظرم صفایی فراهانی گندی اساسی زد امد درست کند بدتر زد خراب کرد شاید اساسنامه خوب باشد اما وقتی رئیس فدراسیون علی ابادی یا کفاشیان شود دیگر چه فایده؟

کفاشیان رو یه دفعه تو شهر مکه دیدم ادم بدی نبود و با اخلاق هم بود ولی به نظرم به درد فوتبال نمی خوره از اون مدیر های تمام فصول است اما برای فوتبال مناسب نیست. علی ابادی هم که تکلیفش روشن است احتمالا اگر او رئیس شود افتضاحی فوتبال ایران به خود می بیند که بیا و ببین

خلاصه اش اینکه اقای صفایی که این همه سنگ چیز به سینه می کوبید حسابی بازی قالیباف و احمدی نژاد را در رقابت اجرلو و علی ابادی به علی ابادی هدیه داد اقای صفایی از شما بعید بود ولی از چاله ما را به چاه هدایت کردید. به شیوه ای احمقانه صفایی اجازه داد تا علی ابادی وارد این کورس شود در حالیکه هر بوق علی و اوسکولی می فهمد که بابا رئیس سازمان ورزش اگر بخواهد وارد رقابت شود می تواند تمام رای های هیات های فوتبال ایران در استا نها را با تهدید بخرد ( شعور صفایی نزدیکای دم پایی است)

خسته نباشید اقای صفایی غم به خود راه نده که سالهای قبل  رئیس روحانی ات هم.....

در ضمن صعود سپاهان هم مبارک باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 22:55  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe