تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

تیم حریف با وجود گلی که خورده بود اما خب به لطف داور گل سالم مردود اعلام شد و دست به یک حمله عجیب و غریب زد و در نهایت با یک خطا که اصلا خطا نبود توانست روی دروازه ما توپی ارسال شود تازه اونم با فشار و هل دادن و یقه کشی و اینا تونستن مدافعان ما رو پایین بکشن و در عین حیرت یه قیچی برگردون زیبا دیدیم و گل رو متاسفانه خوردیم. همه بچه ها تیم در شوک از این گل زیبا بودند البته معتقد بودند بازی حریف ناجوانمردانه و کثیف بوده، چرا که در طول بازی حتی قبل از اینکه بخوان گل رو بزنند هی داور حملات ما رو آفساید اعلام می کرد یا مثلا الکی به بچه های ما کارت نشون می داد و با تکل های خشن شون ساق بچه های مارو کبود کرده بودند. حتی بعضی بازیکنا معنقد بودند آنها داور رو نیز خریده بودند. بعد از اینکه بچه ها در یک شوک فرو رفته بودند هم قسم شدند که بتوانند یک گل بزنند.

با وجود سختی های بی شمار توانستند با یک اوت دستی و هزار زور و این حرفها یه پنالتی بگیرند که تازه اونم با کارشکنی داور همراه بود داور دیگه مجبور بود پنالتی رو بگیره خیلی واضح بود . بالاخره پنالتی گل شد.

بازی یک بر یک مساویه. بچه ها می دونند این بازی تساوی نخواهد داشت. و غمناک تر از اون اینه که اونها حتی می دونند توی این بازی شکست می خورند یکی از بچه ها می گفت اونها الکی کشیدند عقب کار همیشه شونه که بعد از فشار یه قدم میآن عقب اما دو قدم میرن جلو.

نکته مهم اینه که بچه ها به خود باوری رسیدند که بازی با این حریف کار مسخره ای است. یعنی هنر بچه ها این بود که مثه سکو نشینها ننشستند روی سکو چون حریف چقره!! اونها به بازی اومدند وتونستند عده زیادی از بچه محل ها رو، دور خودشون جمع کنند. یه سری بچه هایی هم بودند که فکر می کردند حریفشون حریف سالم و جوانمردیه، در واقع  هنر بچه ها توی این بازی این بود که به بچه مثبت های تیم ثابت کردند این حریف داور رو می خره این حریف اصول و قواعد حالیش نیست و...

هر شکستی شکست نیست این دفعه بچه ها می دونند می بازند اما تجاربی که کسب کردند غیر قابل انکاره. بچه ها باید یادشون باشه یه مربی یی باید داشته باشن که سالهای سال بالاسرشون باشه و آروم آروم فوتبال مدرن رو یاد بگیرن.

( من برای اونا چنین مربی رو در نظر دارم: گستاخ نباشه ،آروم باشه، نترس باشه، درایت اش زیاد باشه و یقیین به پیروزی داشته باشه)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:2  توسط مجتبی امین محمد  | 

بعد از مدتها لازم دیدم حتما قبل از انتخابات یه نوشته ای توی وبلاگم بذارم. حالا اینکه چرا کم می نویسم بیشتر مربوط به تنبلی و مشکلات کامپیوتر خودم میشه که ایشالله اونم حل میشه 

مناظره ها یی که دیدیدم بی شک چیزی نبود که انتظارش را داشتیم. انعکاسی که از مردم دیدم کاملا یه حس دلزدگی به نظام بود با کارگر و سرمایه دار و مذهبی که صحبت می کردم با پیر و جوان که صحبت می کردم متوجه یه حس بد یه دلزدگی شدم که اکثر می گفتند پس همه خوردند. حالا یه سوال پیش میاد که نظام با توجه به اینکه می دونه چنین مناظره هایی که استارت بی اخلاقی اش از احمدی نژاد شروع شد چطور شاخه اصلی های نظام به رئیس جمهور فعلی چنین اجازه ای داد که اسم چند روحانی را به عنوان مفسد به کار ببرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 22:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe