تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

وقتی ما همه یک نوع می اندیشیم هیچ یک از ما نمی اندیشد.

                                                                                               والتر لیپمن

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 2:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام بر همه دوستانی که کلمات در گلویشان گیر کرده و سلام بر آنهایی که کلمات در گلویشان گیر نکرده می گویند اما کلماتی دیگر می گویند.

در این چند وقتی که نبودم هم بخاطر مسائل اخیر و هم بیشتر بخاطر مشکل کامپیوتر کم و بیش به دوستان وبلاگی سر می زدم  و متن هایشون رو می خوندم. هم اکنون هم مانده ام چه بنویسم چه ننویسم چجوری بنویسم چجوری سانسور کنم حرفام رو و...؟ بنظر می رسد در دوران سختی گیر کرده ایم که اگر به خارج از جو برویم خود را در نقطه عطف تاریخ ایران می بینیم. به همین دلیل فکر می کنم باید گفتگو کرد و صحبت. باید با هم حرف بزنیم صحبت کنیم و همدیگر را نقد کنیم.

انگیزه نوشتن این پست ( که برای خودم خیلی جالب بود) پستی جالب از آق بهمن بود که به بررسی یک پست از یک ولایی کامل پرداخته و متن ایشان را  تمام و کمال آورده. خواندش جذاب است حتما بخوانید برای من یکی این نوشته ها از فتوای آیت الله منتظری و بیانیه های آیت الله صانعی و غیره و ذالک جالب تر بود. امیدوارم بزودی برگردم. موفق باشیم

بعد نوشت----- یه نگاهی هم به این لینک بیندازید تا هم حال و احوالتون عوض بشه و کمی بخندید و هم به عمق چیز پی ببرید. این لینک حاوی نظرات مردم در روزنامه خراسان هست.جالبه بخونیدش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22:12  توسط مجتبی امین محمد  | 

به چه چیزی راضی هستید؟ به حداقل ها یا به اصول؟ به شرایط بهتر  یا به ..

داشتم فکر می کردم خوشحال باشم که رابطه با امریکا شکل می گیرد؟ یا نه خوشحال نباشم چون ممکنه سرنوشتی مثل عربستان و مصر داشته باشیم با وجود رابطه با امریکا اما حقوق بشر و دموکراسی ..

داشتم به این فکر می کردم که خوشحال باشم که سینما با فیلم ده نمکی تکونی خورده و فروش یک فیلم در مرز رکورد شکنی هست؟ یا نه چون کارگردانش ده نمکیه و ده نمکی هم شناسنامه اش مشخصه،  نباید خوشحال بود که مردم گذشته ها رو فراموش کردند و به اصول پشت پا زدند و فقط میخوان بخندند.

داشتم به این فکر می کردم ...

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 16:17  توسط مجتبی امین محمد  | 


از ماه رمضون تا به حال جسته و گریخته مشغول خوندن یه کتاب جالب هستم که چند سال پیش خریدم( اصولا کتاب هایی به غیر از رمان و داستان رو خیلی طولش میدهم بخونمش و نمی تونم تند تند بخونم و اخیرا هم یاد گرفتم یه خلاصکی ازش داشته باشم.

کتاب مذبور اسمش خداشناسی از ابراهیم تاکنون(  a history of god) هست که نوشته ی کرن آرمسترانگ و ترجمه ی محسن سپهر و انتشارات مرکز هست. این کتاب مفصلا به ادیان ابراهیمی چون یهود مسیحیت و اسلام پرداخته.

بانو کرن آرمسترانگ از برجسته ترین تفسیرگران دین در جهان انگلیسی زبان است او هفت سال راهبه ی کلیساب کاتولیک بوده است پس از ترک راهبه گی در سال 1969 در دانشگاه های آکسفورد و لندن ادبیات کلاسیک و مدرن می خواند. سپس چندین برنامه تلویزیونی درباره ی پولس رسول و تاریخ کلیسا تهیه می کند. کتاب های او: زبانه های آتش: جنگی(طنز) از نوشته های دینی و شاعرانه، از در تنگ، آغاز جهان، انجیل به روایت زن، جنگ مقدس: صلیبیان و تاثیرشان در جهان امروز، عارفان انگلیسی سده چهاردهم، زندگینامه ی محمد پیامبر(ص)، تاریخ خدا: از ابراهیم تا کنون ( که تا کنون به 16 زبان ترجمه شده است) نبرد در راه خدا، بودا.

مناسب دیدم برای اینکه از قسمتهایی جالب از این کتاب برایتان بگویم و در مورد عقاید نویسنده و کتاب صحبت بشه و مطالبی را عرضه کنم مقدمه کتاب را برای آشنایی با ذهن نویسنده در مورد دین و خدا تایپ کنم و اینجا قرارش دهم هر چند که وقت زیادی را هم گرفت اما ارزشش را داشت.

مقدمه کتاب به قلم خانوم آرمسترانگ:

بچه که بودم اعتقادات دین پروپاقرصی داشتم ولی به خدا ایمان چندانی نداشتم 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 21:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

عید فطر مبارک. عکسی که می بینید مربوط به سری عکس هایی از روزنامه گاردین انگلیس از عید فطر در کشور های اسلامی است که دیدنش ضرر نداره.

راستی پیروزی خون بر شمشیر( بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد ) هم بر شما و همه ایرانیان و مسلمین و کفار جهان مبارک

اینم سهم یک جوان از سفره ی نفت.  این عکس رو دیروز توی خیابون جمهوری گرفتم و این جوان شب عید به دنبال روزی خود از ... بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:59  توسط مجتبی امین محمد  | 

دیشب سه شنبه شب مشتاق شدم تا به پای بحث و سخنرانی مصطفی  ملکیان بروم هرچند در دفتر حزب مشارکت شاخه جوانان برگزار می شد اما چون تا به حال پای بحث آقای ملکیان ننشسته بودم ( ماقبل از این سروش و مجتهد شبستری و... را پای بحثشان بودم) علاقمند شدم تا ببینم این بار جناب ملکیان از اخلاق چه می گوید.

موضوع بحث جناب ملکیان عقلانیت عملی اخلاقی زیستن بود و سوال مهم این بود که آیا عقلانیت    می گوید که اخلاقی بزییم؟ آیا می توان با رویکرد عقلانی در عین حال اخلاقگرایی را هم زنده نگه داشت و به آن عمل کرد؟

عمل غیر عقلانی عملی است که هزینه اش بیش از سودش است و عمل عقلانی عملی است که هزینه مساوی یا کمتر از سود آن محسوب می شود. این حکم در مورد عمل اخلاقی و در کل زندگی هم حاکم است.

بدیهی است که عمل اخلاقی هزینه دار است و هزینه اش هم کم نیست و سوال این است که سود عمل اخلاقی چیست؟ آیا سود آن کمتر از هزینه اش است و اگر چنین است پس عمل اخلاقی عقلانی هست یا خیر؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 5:39  توسط مجتبی امین محمد  | 

دفتر تحکیم وحدت( طیف علامه) به مانند سال های گذشته در شب های قدر مراسمی را با سخنرانی اساتید دانشگاهی در حسینیه ارشاد برگزار می کند.

شب نوزدهم ( جمعه شب): دکتر مهدوی و حجت الاسلام ایازی

شب بیست و یکم( یکشنبه شب) : محمد مجتهد شبستری و دکتر هاشم آقاجری

شب بیست و سوم(سه شنبه شب): حجت الاسلام فیرحی و حجت الاسلام موسویان

ساعت شروع مراسم هم 8:30 شب

 البته مشخص نیست که مانند سال پیش بعد از سخنرانی ها هم دعای جوشن کبیر خونده میشه یا نه و مثل اینکه مثه پارسال حسینیه ارشاد شش شب را برگزار نمی کند و به همان سه شب اکتفا می کند.

علیرضا علوی تبار جمعه، حمیدرضا جلائی پور شنبه ، محسن آرمین یکشنبه، محمد تقی فاضل میبدی دوشنبه و مصطفی ملکیان سه شنبه دوم مهر ماه در جبهه مشارکت سخنرانی خواهند داشت. همچنین مصطفی درایتی مراسم احیا را اجرا می کند. این مراسم از ساعت 21 در محل حزب مشارکت واقع در خیابان سمیه، بین سپهبد قرنی و استاد نجات اللهی ( ویلای سابق) پلاک 180 برگزار می شود.

یه گوشه ای اون کنارا ما رو هم از دعای خودتون فراموش نکنید و آرزوهای خوب خوب برای اطرافیان و کشور فراموش نشه.( اون کشور رو  گفتم چرا می خندی؟)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 15:9  توسط مجتبی امین محمد  | 

مطلبی نوشتم پیرامون توسل به جای توکل؟و سوال ذهنم این بود که چرا ما جامعه ی شیعی ایرانی بیشتر تمرکزمان در دین روی توسل فوکوس شده و نه بر روی توکل که اصلی مهم در دین محسوب می شود و برای مثالش هم آیاتی از قرآن آوردم  که خود خدا روی توکل و توکل کردن مردم و مسلمین تاکید کرده. و اما نظرم راجع به توسل شاید  کمی بد منعکس کردم که بعضی دوستان اشتباه فهمیدند.

  فردی به نام احسان در کامنت همان مطلب، نوشته که:

اين درست است كه خدا بي‌نياز از واسطه است، اما به صورت سنت الهي و به طور تشريعي، اگر خود بخواهد، آيا نمي‌تواند براي خود واسطه‌اي قرار دهد و مردم را از طريق آن واسطه به سوي خود بخواند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:56  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام. امیدوارم اوقات خوشی را در این ماه سپری بکنید و  نمودار سینوسی زندگیتان بعد از ماه رمضان رو به بالا تغییر کند و کمتر زیر خط منحنی داشته باشید.

شبکه سه سیما بین پخش اذان و سریال رضا عطاران قسمتی را به جناب مکارم شیرازی سپرده تا پیرامون موضوعی که خودشان صلاح می دانند هر شب بحثی را ارائه دهند.

موضوع بحث های ایشان توسل است و این مسئله باعث شد که من را وادارد تا مطلبی را بنویسم تحت این عنوان که چرا توسل؟ چرا شیعیان ایرانی بیشتر روی  روند توسل تکیه دارند؟ چرا همیشه به دنبال وسیله ای هستند برای اینکه  به خدا وصل شوند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 23:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

من رفیقم، رهگشایم، باب بگشا، نزد من آ

با او به خیل داشته ها، با ما انبوه تقاضاها

بگشایم با او باب ها، گفت ها، گو ها، در فراز و فرود ها، در مسیر تحقق ها

ضرورت رابطه صاف دلانه، مستمر و استراتژیک  با خدا

شامگاه  دوشنبه ها، مسجد حسینیه ارشاد  طرح بحث از هدی صابر در رمضان سرشار و پربار از دوشنبه 18 شهریور ماه 87 ساعت 22:30 تا 20 :30

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:0  توسط مجتبی امین محمد  | 

شخصی نویسی در وبلاگ مسئله ی پیچیده ای نیست اما بعضی ها میگن که نباید توی وبلاگ ادم از عقیده هاش بنویسه چون ممکنه ریا کاری بشه و یا اصولا شخصی نویسی در باب دین و عقیده و اینکه چه کارهایی می کنه درست نیست. ( اینجا نیک آهنگ کوثر شخصی نوشته و عده ای بهش گفتن چرا و اینجا جواب اون عده رو داده. به نظرم ادم باید ازاد باشه و از خودش بنویسه. صرف اینکه ادم مقاله و فقط مطلب بده وبلاگ میشه سایت اما یکی از تفاوت های ماهوی وبلاگ اینه که از خودت هم بنویسی. کما اینکه اکثر وبلاگ نویس های داخل و خارج حرفه ای هم این کار را می کنند. منم سعی می کنم کمی شخصی نویسی با اسانس عقایدم اینجا بنویسم خواه کسی خوشش بیاید و خواه کسی خوشش نیاید.

قرآن؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 21:48  توسط مجتبی امین محمد  | 

فردا روز مبعث رسول الله است. امروز که شعر های یوسف اسلام و این سامی یوسف رو زمزمه می کردم شعر زیبای فرهاد رو هم با خودم تو خیابون زمزمه می کردم:

والا پیامدار محمد

گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی ماند

بر بام و استوار

هرگز هرگز

والا پیامدار محمد

 

اقا همینجوری که اینو با خودمون زمزمه می کردیم یه دختر بچه رو که دور و بر 9 تا 10 سالش بود دیدم که داشت توی اون گرمای 3 بعد از ظهر 37 درجه  آدامس میفروشه و راه میره . همینجوری که رفتیم جلوتر و این شعر رو با یه اشتیاق  می خوندم  دیدم که ملت تویه صف بنزین یه کیلومتری وایستادن و بعد از اینکه صف حرکت کرد  و دو تا ماشین معطل کردند که دنده عوض کنند زرتی دو تا خانم با ماشیناشون از بیرون صف خودشونو جا دادند وسط صف خیلی باحال بود تاحالا زنه تجاوز گر به حقوق مردا دیده بودین؟ من که کم دیده بودم شایدم ندیده بودم

خلاصه ماشین عقبیه هم که مرد بود اومد جلو و تذکری داد که خانوم نوبت پس چه؟ که من دیگه سرم و بر نگردوندم ادامه شو ببینم . البته یه دفعه هم خودمون قربانی این تجاوز گری اونم از نوع خانمش بودیم که اونم خودشو جا داد تو صف و عین خیالشم نبود ولی خب بعضی از مردم هم پیاده میشن و معذرت خواهی میکنند ( چه پیشرفتی) که ای وای ندیدم و ببخشید و اینا من تو دلم  میگم اره ما خریم نفهمیدیم تو صف به این درازی رو ندیدی

خلاصه از همین جا به امت شهید پرور( یه سری شون تو چادر زندگی می کنند تو همین تهران ) اعلام کنم که توی تهران حواستون به صف بنزین باشه که بلافاصله بعد از حرکت صف بذارید تو دنده و آسمون رو نگاه نکنید چون اینجا کسی بنزین حروم و نوبت و دموکراسی حالیش نمیشه چه مسلمش چه غیر مسلمش( یارو تجاوز میکنه بعد میگه برو بابا اینجا جنگله منم هرکاری بخوام می کنم توی این جنگل از این جوونای پرو بود که ادم دوست داشت تا می خورد میزدتش)  مواظب باشید!

 

خلاصه والا پیامدار خیلی دوست داریم ولی خیلیم دوست داریم بدونیم اینجا ایران چرا اینجوری شد؟ امروز توی روزنامه نوشته بود عربستان کمترین نرخ تورم منطقه را دارد( و ایران بیشترین). این ملی گرا ها رو دیدید که تعصب ایرانی وحشتناک دارند؟ و هی به این همسایگان  جنوبی ایران میگن عرب سوسمار خور بعد یارو میگه دموکراسی بابا جون دموکراسی با تبعیض نژادی و تحقیر ادم ها و ملت ها نمی خونه چرا بعضیا نمی فهمن نمی دونم. یا این سلطنت طلبها که شورشو در میارن از بس میگن عربای سوسمار خور. بابا والا رفاه و خوشبختی( البته نه اون خوشبختی که جناب احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه ان بی سی گفتش و گفت ایران خوشبخته)و رشد( کی میگه ما رشد نکردیم)  اونا خیلی خوبه تورم هم کم دارند ( این کویت که پولش اند پولهاست) بیکاری و اعتیاد و روسپیگری و یه سری معضلات  و جنایات رو هم ندارند. تازه صنعت هم دارند دوبی رو که ولش کنیم که از سال 2002 بودجه شو از نفت اورد بیرون الان عربستان با کارخانه های عظیم سیمان و نساجی داره تو منطقه حرف میزنه واسه خودش مزارع گندمش هم که کم نیست.

 

والا پیامدار مددی

 

اینم دو لینک عکسی

تصاویری از کعبه خانه خدا و معرفی ان به چند زبان

تصویری از غار حرا

 

بعد نوشت:

این ۴ لینک رو اصلا از دست ندید هرکدوم از یه کدوم دیگه جالبتره

ارزش عقل ( متنی از احمد قابل)

جل الخالق ( متنی از اکبر منتجبی)

امام علی و پیامبر اسلام (متنی از عطا الله مهاجرانی)

 خسرو شکیبایی نمرد کشته شد( این یکی خیلی باحاله و باورنکردنی پستی از مسعود ده نمکی که یادداشت داریوش سجادی را قرار داده)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

سفری داشتم به نیشابور و مشهد. شبی را با چند جوان نیشابوری گذراندم و از اینکه با افکار هموطنان خود در فاصله 800 کیلومتری خود آشنا شدم واقعا خوشحال شدم و از اینکه دسترسی آنها به مواردی واقعا معدود و کم است تاسف خوردم

این بحث یا صحبتی که می خواهم در این پست بنویسم شاید خیلی طولانی و فراتر از حد تصور باشد اما واقعا این روز ها و این ما ها به یکی از دغدغه های بدل شده.

بحثی که با جوانان نیشابوری انجام می دادیم و  من با یکی موافق بودم و با یکی مخالف تا 3 صبح طول کشید که اولش هم می دونستم این بحث ها با  3 الی 4 ساعت تمام نمی شود و تا قانع شدن او و من وقت نیاز است.

همیشه به این فکر می کردم که کار امثال داوکینز و ملحدان جهانی چه ساده است و اگر مروری کنیم می بینیم که کار انان که نقد به دین است و چرایی وجود دین به نظر سخت می یاد اما کاملا ساده است.( در هر کتابی و در هر روشی نقصی و خوانش ناقصی وجود دارد  و بالطبع تضادهای عجیبی هم می شود در متن مقدس  پیدا کرد و ان را برخ دیندار کشانید و وقتی دیندار دفاع می کند طرف مقابل می گوید توجیه است و هر راهی برای گفتگوی طرف مقابل می بندد.)

داوکینز در مطلبی که در کتاب آخر خود چاپ کرده بود( توهم خدا ) عنوان کرده بود که چرا یازده سپتامبر رخ می دهد چرا در عراق جنگ رخ می دهد چرا به افغانستان حمله می شود چرا جنگ صلیبی رخ داد؟ و.. و همه این سوال ها بر می گردد به وجود دین؛ دینی که باعث می شود این هم جنگ و کشتار به وجود بیاید و جهانی نابسامان را به تصویر بکشد

(این لینک ها هیچ ربطی به متن ندارد اما از انجا که تعدادش زیاد است و مطلب هم مطلب مهمی است پیرامون احمد باطبی و خروج او از ایران و مسائلی که اینجا ظاهرا برای آقای میثمی پدید امده را اینجا گذاشتمش تا بخوانید: همگی این مطالب از وبلاگ جمهور است در ضمن وبلاگ جمهور فیلتر است )

احمد باطبی عزيز! اين رسم مردانگی نيست  --مرزهای اخلاقی مبارزه تا كجاست؟ـ

ـتوضيح احمد باطبی در مورد وثیقه مهندس میثمی--آری باطبی عزيز! من احساساتی هستم

جمهور ، احمد باطبی و حسین درخشان 

مطلب هنوز به پایان نرسیده روی ادامه مطلب کلیک کنید اون لینکها فقط پیام بازرگانی بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 14:57  توسط مجتبی امین محمد  | 

بازگشتم  و می نویسم چون که مجبورم یا احساس می کنم این وبلاگ بخشی بزرگ از زندگی ام شده  و فکر می کنم یه خوده استراحتی که کردم مفید بود هرچند با غم  نوشتن را معلق کردم و حالا هم با غم می نویسم.

خب از اسم این وبلاگ هم معلومه که 3 نفری که حالا کم و بیش توی این وبلاگ می نویسند عکس میذارند و اینها همه عضوی از یک خانواده بزرگ 30 نفره هستیم و خب قاجاری هستیم.

طی این چند روز متوجه شدیم که دختر عموم یه غده ای در ناحیه گلو غدد لنفاوی پیدا شده و عمل کرده و امروز هم خبرشو گرفتم که متاسفانه غده بد خیم است و با اینکه عمل شده اما ...

بهرحال برای همه دردناک است که یه دختر نوجوان در این سن کم دچار چنین بیماری خطرناکی شود که.. و

واقعا خیلی ناراحت کننده بود برام و امیدوارم که هرکی این متنو می خونه یه دعایی آرزویی چیزی انجام بده  شاید بهبودی ای حاصل بشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 21:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

ای علی! همیشه فکر می کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم!

ای علی من آمده ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی

خوش داشتم که وجود غم آلود خود را به سر ÷نجه هنرمند تو بسپارم و تو نی وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.

ای علی همراه تو به حج می روم در میان شور و شوق در مقابل ابهت و جلال محو می شوم اندامم می لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می یبنم و همراه روح بلند تو به پرواز در می آیم و با خدا به درجه وحدت می رسم. ای علی همراه تو به قلب تاریخ فرو می روم راه و رسم عشق بازی را می آموزم و به علی بزرگ آن قدر عشق می ورزم که از سر تا به پا می سوزم.

قسمتی از مرثیه مصطفی چمران در سوگ علی شریعتی

 

فردا روز سالمرگ و یا به عقیده ای سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی است و 31 خرداد هم سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران است. ای کاش امروز انها در بین ما بودند ( می دونم الان دارید تو دلتون می گید که اینا اگه زنده بودند....)

همیشه شریعتی و چمران را دوست داشتم و دارم و فکر می کنم خیلی بده که این افراد رو به مفاهیمی دست مالی شده و زر ورقی تبدیل کرد و حکومت هم بخواهد ابزاری برخورد کند که آره اینا مال ماست و چمران هم بدنه ای از ما بوده و نمونه اش هم ایناها برادرشه که تو شهرداری ست. ولی واقعا این چمران کجا و ان چمران کجا. چمرانی که دید وسیعی دارد و همراه بازرگان و یزدی به دیدار امریکایی ها می روند و هیچ ابایی ندارند تا از تفکر خود دفاع کنند کجا و ...

امیدوارم به نسلی چون شریعتی چون جمران و دیگرانی که رفتند و زحمت کشیدند برسیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 23:13  توسط مجتبی امین محمد  | 

یادتونه چند وقت پیش تویه دو پست قبل گفتم که جریانه این اسم گذاری انواع پارچه جالبه و خیلی دوست دارم بدونم فلسفه اسم گذاریه اینا چیه، یه پارچه ای رو دیدم که اسمش هستی بود خیلی باحال و خنده داره چون هستی مدل و رنگ اون پارچه رو توی سریال ماه رمضون شبکه دو پوشیده بود ( اسم سریالو یادم رفته شک می کنم که الزایمر دارم یا نه) به خاطر همین اسم اون پارچه شده پارچه هستی

 

یه میلیاردی هست توی بازار توی همین صنف نساجی و اینا، که یه دفعه که از دم دفترش رد شدیم دیدم که ای بابا این داره تخم مرغ پخته و سیب زمینی پخته می خوره کلی تو دلم مسخره اش کردم و تحقیرش کردم که ای بابا تو این همه مالداری و داری ناهار سیب زمینی پخته می خوری؟( یکی می گفت میلیارد و پولدار اونه که به همون اندازه که خرج می کنه به همون اندازه هم مالداره وگرنه اونی که زیاد جمع می کنه فایده ای نداره و پولدار نیست) خاک تو سرت کنم اخه داری واسه کی و چی مال جمع می کنی ( یه لحظه احساس کردم سنم رفته بالا رفتم تو تیریپ های ارث و میراث و اینا)

 

 

اقا من کشته مرده این اصطلاحات کاری و بازاری هستم یه بنده خدایی که مال درست و حسابی داشته و حالا با کله داره میاد رو زمین و یک کارخونه عظیم و توپی داشته و حالا هی برگشت می خوره اون چک مبارکش بچه ها وقتی با هم صحبت می کنند می گن ناپلئون

واقعا خنده داره البته همه این همه ابرو داری نمی کنند بعضی ها هستند ( ماشا الله همشونم ترک تشریف دلرند) به خاطر هم زبانی و هم صنفی دوست ندارند رقیبشون یا هم صنفشون کله پا بشه دوست دارند کمکش کنند تا دوباره بلند بشه اما ولی بعضی ها هم دوست دارند مثل اشغال ته سیگار لهشون کنند ( مولا علی می فرماید که هنر نیست انکه به زمین افتاده را لغت بزنی هنر ان است که دستش را بگیری و اینا ( یه چیزی تو همین مایه ها بود))

 

 

راستی کسی از نوه کلمنته خبری نداره؟ ظاهرا نوهه راضی شده اما کفاشی کفاشیان که سر کوچه شون هست میگه اقتدار ملی به ما اجازه نمی ده که منت کشی کنیم بنده خدا راستم میگه ها

خبرهای لابی گونه از لابی سعیدلو کاشانی برای رضایت دادن دکتر حاج محمود احمدی نژاد برای مربی گری قطبی خبر می دهند و لابی علی ابادی و جای خالی با دکتر حاج محمود احمدی نژاد برای مربی گری قلعه نویی خبر می دهند

حاضرم شرط ببندم سرمربی قطبی است به همه تبریک می گویم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 0:11  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:23  توسط مجتبی امین محمد  | 

.

پسرك حواسش به جاي ديگري است دارد با موبايل پدرش بازي مي كند و گوشش هم نواي مداحي و عزاداري ماه محرم را مي شنود، پدر هم گريه خودش را مي كند و راضي از اين وضعيت كه پسر مدام بهانه نمي گيرد كه چرا نبايد بازي كند چرا بايد اينجا بنشيند و ساكت بماند.

از خوبي هاي مدرنيته است كه فرزندان مثل قبل بهانه گيري نمي كنند وخودشان را مشغول بازي با موبايل مي كنند و پدر و مادرشان هم در روضه ها كار خود مي كنند.

ديگر فوايد مدرنيته در مراسم سوگواري ايام محرم و... اين است كه با امدن بلندگوها و سيستم هاي صوتي مداحان و روضه خوانان و روحانيان مجبور نيستند به حنجره خود زياد فشار وارد كنند، سيستم هاي گرمايشي والبته سرمايشي هم از ديگر فوايد عصر مدرنيته براي سنتي ترين مراسم مذهبي مسلمانان است گرچه سال پيش بخاري هاي غير استاندارد مسجد ارك تهران، جان چند نفر را گرفت ولي اين حادثه به بخاري هاي غير استاندارد و عوض نكردن اين بخاري ها، دهن كجي همان مدرنيته به رعايت نكردن اصول امروزي در يك مراسم بود.

مدرنيته در زمينه هاي فكري پيرامون واقعه عاشورا و نگاهي جديد به اين موضوع از كتاب پر سرو صداي شهيد جاويد(شهید جاوید عنوان کتابی است که اولین بار در آبان ماه سال 1349 شمسی منتشر شد. نویسنده کتاب آیت‌اللهنعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی 1302 - 1385 از محققین و دانشمندان شیعه معاصر بود. وی در این کتاب با رویکردی عقلانی به انگیزه قیام( حسين بن علي (ع پرداخته است و قیام آن حضرت را در رهگذار تشکیل حکومت اسلامی و شهادت آن امام را هم بالطبع نتیجه شکست در این مسیر (تشکیل حکومت) دانسته است و هر گونه علم امام به مرگ خود و خانواده‌اش را مانند هر انسان دیگری منتفی دانسته است. این کتاب پس از انتشار موجی از مخالفت ها را در میان علمای شیعه بر پا کرد که تقریباً حوزه پژوهندگان موضوع قیام امام حسین را به دو دسته موافقان و مخالفان شهید جاوید تقسیم کرد. این کتاب را میتوان مهم‌ترین کتاب معاصر در روایتی عقل مدارانه از قیام و شهادت سومین امام شیعیان دانست.) به نويسندگي ايت الله صالحي نجف ابادي شروع شد اين كتاب واكنش هاي زيادي را از طرف ديگر مراجع تقليد( ايت الله صافي گلپايگاني، ايت الله مشكيني، آيت الله رفيعي قزويني ، علامه طباطبايي، آيت الله منتظري، آيت الله فاضل، ) بر انگيخت و حتي دستگاه امنيتي ساواك را هم به واكنش وادار كرد، دكتر علي شريعتي هم نيز از كساني بود كه نقد هايي پيرامون اين كتاب گفت، مرحوم صالحي نجف ابادي پيرامون دكتر شريعتي مي گويد: شبي را با دكتر علي شريعتي و پدرش محمد تقي شريعتي پيرامون اين كتاب و عقايد خودمان بحث مفصلي انجام داديم تا انكه صبح دميد و بحث همچنان ادامه داشت. خود دكتر علي شريعتي نيز از كساني بود كه پيرامون واقعا عاشورا كتاب هايي من جمله كتاب شهادت ،تشيع سرخ و... را نام برد. شهيد مرتضي مطهري نيز با مجموعه كتاب هاي حماسه حسيني در اين عرصه گام برداشت. صالحي نجف ابادي با انتشار كتاب عصاي موسي به انتقادات بر عليه كتاب شهيد جاويد پاسخ گفت و كتابي هم در نقد «حماسه حسيني» شهيدمطهري نگاشت.

زمينه هاي فكري و نگاهي نو به تاريخ وقايع عاشورا قبل از انقلاب رونق خوبي گرفته بود كه روشنفكران را به مقايسه مبارزه با شاه پهلوي و مبارزه امام حسين با دستگاه بني اميه  و استفاده از واژه هايي چون شجاعت، رشادت، شهادت و ... واداشت.

امروز نه دكتر شريعتي در ميان ماست نه ايت الله صالحي نجف ابادي ( نوشته ارشيوي ام در مورد فوت ايت الله صالحي نجف ابادي) و نه ايت الله مطهري، به نظر مي رسد وقايع عاشورا به يك تحليل هاي تازه اي برسد كاري كه امروز در حد كتاب شكل نگرفته هرچند امثال اغاجري و كديور و اشكوري در سخنراني هاي حسينيه ارشاد در عاشورا و تاسوعا سخن هايي مي گويند اما هنوز جريان دوباره اي شكل نيافته، به اميد ان روز و به ياد انان كه در اين راه قلم فرسائي كردند.

دكتر علي شريعتي در كتاب شهادت اينگونه نوشته كه:

فتواي حسين اين است: آري ! در نتوانستن نيز بايستن هست. براي او زندگي عقيده و جهاد است بنابراين اگر او زنده است و به دليل اينكه زنده است مسئوليت جهاد در راه عقيده را دارد. انسان زنده مسئول است. نفس انسان بودن، اگاه بودن، ايمان داشتن، زندگي كردن ادمي را مسئول جهاد مي كند و حسين مثل اعلاي انسانيت زنده عاشق و اگاه است.

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:33  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:33  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 0:7  توسط مجتبی امین محمد  | 

خبر فوتي

فردا جمعه براي اولين بار نماز عيد قربان به جماعت در حسينيه ارشاد برگزار مي شود كه امامت نماز به عهده محسن كديور مي باشد

اين حركت جديدي است كه اصلاح طلبان و روشنفكران ديني مد نظر قرار داده اند تا در تمامي مناسك جمعي شركت كنند و هدايت امور را به عهده بگيرند حسنيه ارشاد تهران مكاني است براي انجام مناسك جمعي دينداران.

اميد است با شركت در نماز عيد قربان صفوف را پر كنيد تا در اقليت نمانيم و حضور خود را در اين مراسم هم ثبت كنيم.

فردا جمعه نماز عيد قربان به امامت محسن كديور راس ساعت 9 در حسينيه ارشاد تهران واقع در خيابان شريعتي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام این متن یک ایمیله که سفارش شده که اطلاع رسانی کنم منم وظیفه خود دونستم این کار را انجام دهم اگه مثل من تا حالا تو مراسم دعای عرفه شرکت نکردید و یا نمی دونید کجا بروید حسینیه ارشاد هست می تونید در فضایی متفاوت دعای عرفه را بخوانید.

سلام

دعای پر فیض عرفه امسال نیز در حسینیه ارشاد قرائت خواهد شد

پیش از دعا دکتر ناصر مهدوی به سخن خواهد پرداخت و پس از ان دعای عرفه با همراهی حسام الدین سراج خوانده خواهد شد

این برنامه روز پنج شنبه از ساعت 2:30 در حسینیه ارشاد برقرار خواهد بود

در اطلاع رسانی این برنامه ما را یاری دهید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:50  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام
مطلب زیر نتیجه یک تحقیق است که توی ماه رمضان انجام دادم و برای یک هدف دیگه ای من این کار رو کردم این تحقیق از جستجو در قران بدست اومده امیدوارم که خوشتون بیاد


 

تجسم گرایی شیطان  همواره در دین اسلام مورد نهی است چراکه از عقاید دین اسلام این است که انسان خود می تواند برای خود شیطان باشد بهرصورت نفس اماره در انسان که دعوت به پلیدی می کند و نفسی است که همواره انسان را دعوت به بدی و زشتی می کند خود شیطان است و به قولی شعبه ای از شیطان در روح ادمی زنده است.

 

 تجسم گرایی شیطان مسئله ای است که در مسیحیت به ان حسابی پرداخت می شود در مسیحیت،  انها به شیطان جسم می دهند پر و بال می دهند دارای قدرت زاید الوصفی می کنند و اینگونه دینداران را با چنین قدرتی مواجهه می کنند تا انها را وادار کنند که مقید به دینشان باشند ( قول معروفی است که می گوید وقتی که به دشمن خودت قدرت بدهی و به مردم القاء کنی که دشمنت دارای قدرت بسیار زیادی است ان وقت است که مردم با پناه بردن به تو از ترس قدرت دشمن، تو می توانی برنده شوی)

 

این ایده ظریف را می شود در هالیوود زیاد دید یک نمونه بارزش فیلم وکیل مدافع شیطان است که انصافا پرداخت خوبی داشت مصائب مسیح و فیلم وسوسه های مسیح هم عملا در مدار شیطان محوری می چرخد.

 

مشکل کجاست؟

 

مشکل ها از اولین سریال علیرضا افخمی شروع شد سریالی با عنوان او یک فرشته بود منظور این جمله این بود که شیطان قبلا یک فرشته بود مشکل از همین جا شروع می شود

 

چراکه شیطان اصلا فرشته نبوده و جالب است که در کتاب های تحصیلی  ما هم این ایده به ما القاء شده بود در حالیکه نص صریح قران پیرامون این مسئله مشخص می کند که شیطان نه تنها از فرشته نبوده که از جنیان بوده برای این منظور می توان به ایه 50 سوره کهف نگاهی انداخت که می فرماید  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 0:7  توسط مجتبی امین محمد  | 

عید فطر مبارک باشه. خیلی زود مثل تموم ماه رمضون های گذشته تموم شد قصد ندارم که این پست رو به حرف های کلیشه ای در مورد تمومی ماه رمضون و عید فطر اختصا ص بدم  دوست داشتم این عکس قشنگ گرافیکی رو کار بذارم و نشون شما هم بدهم. و دوم اینکه ما همیشه با این ماه ( ماه تو اسمون رو میگما) رمضون و شوال مشکل داشتیم البته ما مشکل نداشتیم بلکه اقایون ایت الله ها مشکل داشتند و شاید این مسئله برمی گرده به اتوریته ای که وجود نداره و تفرقه و دودستگی بین نظرات اقایون.

مطلع هستید که ایات عظام بهجت وحیدی خراسانی منتظری و صانعی جمعه را اول ماه رمضان اعلام کردند در حالیکه حکومت پنجشنبه را اول رمضان اعلام کرد اگر ما قبل از انقلاب یا دهه های اول انقلاب دو سه تا از اقایون می گفتند برای ما اثبات شده که امروز ماه رمضان است یا امروز عید فطر دیگر مراجع به حکم انان عمل می کردند اما امروز مردم ما بین این دو دستگی ها که هیچ ربطی به سیاست ندارد گیر کرده اند و مانده اند معطل.

 هر چند که در این چند ساله اخیر دفتر استهلال با منجمان اماتور ایرانی با تلسکوپ های پیشرفته و حتی با پرواز هواپیما صورت گرفته ولی معلوم نیست چرا اختلاف دیدن ماه با چشم مسلح و چشم غیر مسلح رفع نمی شود؟ این اختلاف هنوز زنده است و ظاهرا هیچ کس راه حلی ندارد.

این مسائل به هیچ وجه برای تشیع و نظام مذهبی ایران خوب نیست چرا که دیگران را به این افکار سوق می دهد که اینها که در مسئله دیدن ماه با هم اختلاف دارند چه انتظاری است که....( بقیه اش را خودت برو)

 

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور،       ای خداتو بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن

 اللهم اغن کل فقیر،                            خدایا هر فقیر را بی نیاز گردان

 اللهم اشبع کل جائع  ،                        خدایا هر گرسنه را سیر گردان

 اللهم اکس کل عریان ،                       خدایا هر برهنه را لباس بپوشان

اللهم اقض دین کل مدین ،                    خدایا دین هر مدیونی را ادا فرما

 اللهم فرج عن کل مکروب ،                خدایا هر غمگینی را دلشاد ساز

 اللهم رد کل غریب ،                          خدایا هر غریبی را به وطن باز رسان

 اللهم فک کل اسیر ،                          خدایا هر اسیری را ازاد کن

 اللهم اصلح کل فاسد من امور مسلمین،   خدایا مفاسد امور مسلمانان را اصلاح فرما

 اللهم اشف کل مریض ،                      خدایا هر مریض را شفا عنایت کن

 اللهم سد فقرنا بغناک  ،                      خدایا به غنای ذاتی خود جلو فقر ذاتی ما را ببند

اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک ،        خدایا بدیهای حال ما را به خوبی صفات خودت تغییر ده

 اللهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر

 خدایا دین ما را ادا فرما و فقر ما را بدل به غنا و بی نیازی گردان که تو ای خدا بر هر چیز توانایی

 

 

خداییش عجب دعای توپیه شاید جزو تنها دعاهایی باشه که شامل کل جامعه انسانی و بشر می شود و مختص مسلمونا و شیعه ها نیست این دعا را بخوانید خیلی قشنگه اونجا که گفته هر غریبی را به وطن بازگردان خدایا نخبه ها و غیر نخبه های ایرانی را از امریکا و کانادا و اروپا و خلاصه همه جا به وطن بازگردان و انجا که گفته هر اسیری را ازاد کن خدایا کلیه زندانیان سیاسی ایرانی را به خانه هاشان بازگردان و

 

موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 23:4  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

ماندن بی تو   ارزوهای شکسته    فردایی در غبار مه

این جاده را با هم رفتیم این جاده اسفالته را 4 سال با هم می رفتیم و می رفتیم یادت است گفتی که پشت ان کوه یک دشت لاله واژگون هست؟ یادت است گفتی این جاده،  جاده ماست؟ یادت است؟

امدیم و امدیم تو گرما توسرما، جاده اسفالت ما تو دل این کویر با ما امد و امد تو سراشیبی ها و سرازیری ها

هی می گفتی اخر این جاده اسفالت امید نشسته گفتی و منم به امید گفتن تو می امدم، اینده را در ته این جاده دیدم و همراهت شدم

اما چه جور بگم

اما جاده اسفالت تموم شد خیلی زود تموم شد کجایی؟ نمی بینمت؟ به این زودی رفتی؟

جاده اسفالت به تهش رسید و تو هم رفتی

چگونه روم؟ جاده اسفالت تموم شد

تو دل این کویر تنهای تنها بی تو چه کنم؟

دشت لاله واژگون را چه کنم

می دونم یه روزی دوباره می بینمت

می دونم

هرچند این جاده اسفالت تموم شد و به ته خط رسید

محمدعزیز  رفتن یکباره و دردناک ، خانمت را تسلیت می گویم

روحش شاد

می دانم که داری شعر تنها ماندم را با خود زمزمه می کنی  

گرچه زود رفت

گرچه سرطان خون امانش نداد گرچه می دانم چقدر عاشقش بودی و به عشقش امید داشتی و می زیستی اما بدان  روحش در کنارت هست

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

خاطرات رمضان:

ـ نظر تو چیه؟

ـ خودت بهتر می دونی خودت باید تصمیم بگیری

ـ چه جوری؟ ماه رمضونه فردا هم باید برم دانشگاه

ـ اینو دیگه خودت می دونی، من فقط اینو می دونم که با اونچیزی که بهش معتقدی کار کن نه با اونچیزی که پیش میاد

ـ یعنی..

ـ یعنی اگه واقعا اعتقاد داری که دست دادن با دخترای دانشگاهتون هیچ مشکلی نداره از نظر خودت و این نظر رو داری باید در زمانی که کسی دستش و دراز می کنه دست بدی

ـ و گرنه؟

ـ ولی اگه اعتقادت اینه که دست دادن مشکل شرعی داره خوب طبیعیه باید دست ندی و جوری وانمود کنی که نمی خوای دست بدی یا بهشون بگی

ـ می دونی اخه

ـ می دونم سخته،  شاید که نه حتما بهت میگن  عقب مونده یا فکر می کنند که تو دگمی ولی خوب اگه اون اعتقاد و داری باید بهش عمل کنی و هزینه شو بپردازی

ـ یعنی تو میگی بهشون بگم من با دختر جماعت دست نمی دم؟

ـ اگه همچین اعتقادی رو داری اره بگو یا اینکه خودتو تو موقعیتی قرار نده که بخوان باهات دست بدن

ـ نمی دونم چیکار کنم

ـ همون اول بهت گفتم یا دست بده و تا اخرش مشکل نداشته باش یا همون اول هیچ دستی باهاشون نده و تا اخر مشکلی رو نداشته باش

 

 

 

گفتگوی بالا فکر می کنم برای پارسال بود که با یکی از دوستانم داشتم دوستم مذهبی بود ولی خوب اون اولا که رفته بود دانشگاه با همه دست می داد نمی تونست از زیر این چتر بیرون بیاد نمی تونست مثل بقیه نبودن رو تجربه کنه( طرفداری از حزب باد بدون عقیده، اگه ادم عقیده داره که دست دادن هیچ ایراد شرعی نداره مشکلی نیست دست بده ولی اگه از روی تعلل و تذبذب و در موقعیت قرار گرفتن دست بده نه از روی عقیده اش حتما در اینده مشکل دارد)

بهر حال،  هنوزم بچه مذهبی ها دچار این اصطکاک  دین و مدرنیته هستند و اکثرا هم از روی تذبذب تصمیم گیری می کنند.

اقای علیجانی در کلاس های زن در متون مقدس به بررسی روایات اسلامی پرداخت که ایا مصافحه و دست دادن در زمان صدر اسلام منع بوده یا خیر و اینکه چگونه پیامبر با زنان بیعت می کرده. ضمن اینکه ایشان به نقد روشنفکری دینی در همایش دین و مدرنیته2 در رابطه دست دادن خاتمی با خانم ایتالیایی پرداخت و سکوت اینان را مضر دانسته بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 17:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

خاطرات رمضان:

دو سال پیش  بود که تعریف یک روحانی را در مسجد محل شنیدم می گفتند متفاوت است و این وری صحبت می کند کنجکاو شدم و رفتم و شنیدم و حس کردم که واقعا متفاوت می گوید و سری از سرها جدا دارد کم کم علاقه ام بیشتر شد و هر روز بعد از افطاری مسجد برو شده بودم از کتاب تحف العقول زیاد حرف می زد و بعضی از خطبه های نهج البلاغه را می خواند که با زمانه ی ما  می خواند و انتقاد از حکومتش را همگان درک می کردند انها که برایشان قابل هضم بود که بود و انها که نبود ...

یادم نمی اید دقیقا ان روزها صحبت چه بود فقط یادم است که صحبت از کتابی از یکی از ائمه بود که سروش به ان تاخته بود و گفته بود چنین کتابی جعلی است چون این کتاب امام محور است و خدا جایی ندارد من از این اقاهه پرسیدم جریان را و او تاییدی کرد بر دگر اندیشان و گفتم شما هم با اینها هستید؟ گفت بله ما با اونا هستیم.

متعجب بودم ان زمان،  که مگر اخوندی هم پیدا می شود که چنین باشد و در عوام مردم به این راحتی بتازد بر انچه که دیگران می ترسند بتازند؟  سخنرانی کند؟ کدیور و دیگر اخوند هایی که به سیاسی بودن شهرت دارند را دیده بودم اما این اقا که جوان هم می امد نه سیاسی بود و نه اسم و رسم دار اما ولی حرف حق را با انتقاد هایش می گفت.

ده شب گذشت و شب بعد نیامد پرس و جو کردم که کجاست و گفتند که دیگر نمی اید. نفوذی ام،  در هیات امنا مسجد گفت زیر ابش را زدند و گفتند که دیگر نیا چون که برای ما مسئولیت داره

ناراحت بودم اخه مسجد ما از اونا نیست که بسیجی داشته باشد و قدرت در ید سنتی ها باشد انجا نه شعاری داده می شود و نه پیرمرد هایش حزب اللهی هستند اما به خاطر موقعیت استراتژیکی مسجد حدس این عمل زیادم سخت نبود.

هر جا هست هر جا تفکری است از انتقاد هر جا ادمهایی از جنس روحانیت که انتقاد را بر مهر تاییدی ترجیح می دهند هر جا چراغی روشن است

خدا چراغ را روشن نگه دارد تا به اخر

هادی قابل را ازاد کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 14:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

من یه جورایی یه جوری شدم که مجبور شدم یه جورایی این پست و بنویسم تا یه جورایی ادای دین کرده باشم البته که ادای دین اینجوری بدرد نمی خوره. این لینک را ببینید و ببینید اگر می توانید کمکی کنید حتما این کار را انجام دهید ماجرا یک بیمار است و انتظار شفای عاجل.

البته ماجرا جلوتر هم می ره جلوترشم اینکه اگر دکتر متخصص مغز و اعصاب خوب سراغ دارید اطلاع دهید وظیفه بود اینو بنویسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 21:46  توسط مجتبی امین محمد  | 

خواب معتکفین در اعتکاف

می گویند دانش و علم می تواند خیلی مفید باشد می تواند ادبیاتی مثل غیرت را از فوتبال حذف کند می تواند اعتیاد را نه ریشه کن اما پیشگیری کند و با روش های نوین ان را برای معتادین ترک بکند و می تواند از بروز ده ها بیماری جلوگیری کند.

دیروز مادرم بمن گفت که پسر جان خیلی شانس اوردی گفتم چطور که جواب داد وقتی تو ۵ ماهه بودی من رادیو گرافی کرده بودم و لی ان ازمایشگاه احمق و خنگ بمن نگفته بود که نباید تا ۲۴ ساعت بعد از رادیو گرافی نباید با بچه زیر ۱۰ سال رفت و امدی داشته باشد چه برسد به شیر دادن و ...

پس شانس اوردم که از نادانی ان ازمایشگاه چیز نشدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:26  توسط مجتبی امین محمد  | 

اعتکاف برای خود دنیایی دارد بعد از این سه روز که از اعتکاف امده ام هنوز در ان جا هستم این گفتگوی من با یک معتکف بود برای انکه نشان دهم که هر معتکفی حزب اللهی و ریش و اند مذهب نیست ادم های خیلی معمولی میان اعتکاف چه در دخترا و چه در پسرا.

اعتکاف فرصت خوبی برای گفتگو با ادمهای مختلفی است که با چه نیتی امده اند اعتکاف و برای چی؟

 

 

محسن تو برای چه امدی؟

من برای این امده ام که با خدا اشتی کنم امده ام تا ادم بشم

مگه چیکار می کردی؟

همه کار

مثلا؟

مشروب می خوردم تریاک و حشیش مصرف می کردم. از 3 سال پیش که عضو انجمن N A شدم توانستم این دو اعتیاد را ترک کنم و حالا امده ام تا سیگار را هم ترک کنم امده ام با خدا اشتی کنم.

از خدا چی می خوای؟

نمی دونم چی می خوام هر چی خدا که به نظر خدا برای من خوب است را بمن بدهد

تاریخ تولدت کی است؟

کدوم تولد؟ شناسنامه ای؟ یا

یا چی؟

یا تولد دوباره و اصلی؟

تولد دوباره چیه؟

10 شهریور 3 سال پیش دوباره متولد شدم توانستم خودم را پیدا کنم توانستم از اعتیاد خلاص بشم و مشروبات را کنار بذارم.

محسن 36 سال سن دارد مجرد است و در خانه مجردی زندگی می کند او بعد از اینکه در 8 سالگی نماز خوانده بود بعد از چند سال امده بود که نماز بخواند. او قران خواند گریه کرد از خدا طلب توبه کرد و وقتی بهش گفتم این چه نمازی بود که خواندی گفت نماز شب گفتم مگه بلدی؟ گفت از فلانی پرسیدم.

 محسن جمله ای دارد که به قول خودش از استاد یا مرشدش یاد گرفته می گوید گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 18:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

توی این چند روزه حسابی داشتم خودمو می کشتم که یک مسجد خوب گیر بیارم که توی اعتکاف شرکت کنم توی سرچ هایی که انجام دادم به چیزهای جالبی رسیدم یکیش این بود که اکثر مساجدی که اعتکاف برگزار می کنند جمعیت زنان بیشتر از مردان است و در یک مسجد به گونه ای است که خانمها قسمتی از فضای پایین مسجد که برای اقایون است را هم اشغال می کنند البته پرده قطعا کشیده می شود.( مثلا تو امامزاده قاسم از جمعیت 200 نفری فقط یک پنجمش مرد هستند

بهر حال فعلا خدا قسمت کرده تا برای سومین بار در این مراسم جالب حضور یدا کنم از یک ماه پیش چنان عطش داشتم که نگو اصلا خون اعتکافم کم شده بود. توی این چند روز حسابی دارم ترانه های یوسف اسلام و سامی یوسف رو گوش می کنم خیلی توپه.

دیروز رفته بودم که به چند مسجد سر به زنم بابام بهم گفت اخه بچه جون با این تیریپت تو رو چه به اعتکاف؟ می خوای بری اعتکاف دیگرون بهت چیزی نمی گن؟

اینارو گفتم که یه وقتی وهم برندارین که اِند بچه مسلمون و با خدا هستم نه بابا فقط تو این مراسم شرکت می کنم چون باهاش حال می کنم و شاید بشود قدری به خدا نزدیک شد. راستی همه واسه هم دیگه دعا کنیم هم واسه مملکت هم واسه اونایی که در راس مملکت هستند  که به راه راست هدایت شوند.

وقتی اومدم حتما براتون می نویسم چه گذشت سعی هم می کنم عکسهای جالبی بگیرم

اینم نوشته پارسال من از اعتکاف

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 17:57  توسط مجتبی امین محمد  | 

 سلام

از این هفته سلسله جلسات فهم تاریخی اسلام در حسینیه ارشاد بصورت هفتگی ، با حضور دکتر محمد مجتهد شبستری پی گرفته می شود.

زمان : ساعت 11 صبح ؛ پنج شنبه ها


موفق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:8  توسط مجتبی امین محمد  | 

در برنامه سینما ماوراء این هفته فیلم کودک را دعا کنید نشان داده شد این فیلم که محصول سال 2000 است کار مشترکی از المان و امریکا می باشد که پیرامون نبرد خیر وشر است و داستان قدیمی را بیان می کند این فیلم از خیلی از لحاظ ها شبیه فیلم هایی چون طالع نحس و جن گیر است. کارگزدان فقط به بعد خیر و شر در این فیلم نمی پردازد پا را فراتر نهاده و پیرامون فرقه های شیطان پرستی که تعدادشان در دنیا هم کم نیست در فیلم نظر خود را داده است.

نقد فرقه های نژاد پرستی بیشتر در کانون دید کارگردان بوده.

این پست را برعکس پست هایی که راجع به فیلم های پخش شده از سینما ماوراء می نگاشتم ننوشته ام     بیشتر به خاطر جلسه نقد و بررسی تصمیم گرفت تا این پست را بنویسم. نقد  و بررسی فیلم که باحضور همیشگی و مجری این برنامه اقای اکبر عالمی برگزار می شد یک مهمان بیشتر نداشت کسیکه در نماد و نشانه شناسی در ایران شاید تعدادشان در ایران کمتر از انگشتان دست باشند

دکتر حسن بلخاری استاد فلسفه هنر است که بیشتر مطالعات او پیرامون هنر در شرق و بودیم و هندوئیسم می چرخد گرچه او در نقد و بررسی فیلم ماتریکس در شبکه چهار نشان داد که از مذهب یهودی مسیحی که معتقد به منجی هستند را خیلی خوب بیان می کند. ( او برعکس ظاهرش که همیشه تکمه اخر پیرهنش را می بندد و محاسن خوش فرمی دارد انطور که دیگران فکر می کنند او بنیادگراست نیست خوب است ابراهیم نبوی این مسئله را بفهمد و او را با دیگران مقایسه نکند و...)

در نقد این فیلم او به یک وجهه مسیحیت تاخت و با  حرارت فراوانی صحبت می کرد. دکتر بلخاری در انتقاد به اینکه اصولا در مسیحیت برای انکه مردم را متوجه دین کنند شیطان را بزرگ می کنند و در ان غلو انجام می دهند و به شیطان تجسمی نگاه می کنند او در پایان حرف خود گفت که نه به این خاطر که مسلمانم این حرف را می زنم لله این طور نیست .

خیلی بد است که ادیان با ترس مردم را به ایمان تشویق کنند و بساط خود را با ترس پهن کنند.

انصافا این حرف اقای بلخاری به دلم نشست

خوب نیست که ادیان با ترس مردم را تشویق به دینداری کنند و از ان بدتر زور

خیلی بد است که عده ای با ترس و زور بخواهند مردم را دیندار کنند و انها را به این امر تشویق کنند و انقدر دشمن و شیطان را بزرگ کنند که فقط یک راه باقی بماند و اگر در دین خود مشکلی داشتیم وقتی دشمن و شیطان را بزرگ ببینیم و متوجه شیم که خدا در ان لحظه به ما کمک نمی کند چون هیچکس نیست متوسل به شیطان شویم؟

توسل به ترس و زور در امر ابلاغ دین کاری بس ....

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 18:19  توسط مجتبی امین محمد  | 

نوزده جلسه از از جلسات رضا علیجانی پیرامون زن در متون مقدس گذشته بود و هیچکدام را نتوانسته بودم بروم فرصتی پیش امد تا جلسه بیستم را که در سالن پایین حسینیه ارشاد برگزار می شد را بروم.

زن در متون مقدس متونی مثل: ریگ ودا، اوپانیشاد، اوستا، عهد عتیق، عهد جدید و قران مورد ارزیابی قرار می گرفت در جلسه بیستم این موضوعات می بایستی مورد ارزیابی قرار می گرفت

به رسمیت شناختن استقلال اقتصادی زنان

به رسمیت شناختن استقلال سیاسی زنان( دوبار بیعت با زنان)

احترام ویژه به مادر( پدر)

زنان پیامبر( تاریخ و قران)

عدم تلقی و برخورد تابویی با پریود، زایمان و ...

مجادله یک زن با رسول و حمایت خداوند از او

نبوت مردانه

زن موضع مزد، هدیه و فدیه نیست

عدم حمایت از بیوه زنان

از موارد بالا را اقای علیجانی فقط تا زنان پیامبر توانست توضیح دهد که شاید بشود گفت که زنان پیامبر که از موضوعات گیر دادنی ملت است مقداری بیشتر سر این موضوع درنگ کرد.

علیجانی از کتاب زنان پیامبر نوشته دکتر بنتو شاتی ترجمه محمد علی خلیلی ( این کتاب ممنوعه است و در بازار وجود ندارد) و کتاب زن در چشم محمد دکتر شریعتی استفاده می کرد البته این کتاب زن در چشم محمد در کتابی به نام اسلام شناسی ( درس های دانشگاه مشهد) مجموعه اثار 30 نهفته است.

علیجانی به کمک این دو کتاب یکی یکی زنان پیامبر را نام برد و چگونگی ازدواج انان را برشمرد او پیرامون پر سرو صداترین ازدواج پیامبر که ازدواج با زینب بود توضیح کافی داد و از دیدگاه شریعتی این طور بیان نمود که خدیجه مومن عاشق است و عایشه عاشق مومن.

ازدواج هایی که خیلی ها برش انتقاد گیرند از فمنیست گرفته تا کفار غربی تا مرد هایی که می خواهند بگویند ما متمدن هستیم و...، می گویند،  مگر پیامبر چیز بوده که این همه ازدواج کرده یا می گویند چه خبره این همه زن.

بایستی بدانند که تمامی این ازدواج ها از سن 53 سالگی شروع شد و این اتفاقات در عرض 10 سال اخر عمر پیامبر صورت گرفت ( فکر نمی کنم هیچ ابو البشری در سن 53 سالگی دارای قوه شهوت باشد) ازدواج هایی که می خواست عرصه را بعد از ان برای همه باز بگذارد ازدواج با بیوه ازدواج با زن بزرگتر از خود و...

یک  مسئله ایی که خیلی حال می دهد اخر جلسه است که سوال می شود خصوصا وقتی زنان سوال می کنند انقدر دیدن عصب بودن و غیرتی شدن زنان بر سر این جور مسائل دیدن دارد که ....

یکی از زنان ( شایدم دختران ) پرسید که اره در فلان کتاب از نمی دونم کدوم امام نوشته شده که زنی که بچه نیاورد مثل فرش و قالی بیهوده است.

اولا که فرش با فایده است دوما ادم زنو می خواد که بچه هم بیاورد البته امروزه با پیشرفت تکنولوژی دیگر مشکلی نیست لقاح مصنوعی مشکل را برای هر کسی حل کرده در ضمن اینکه تاریخی که بدست ما می اید صحت و سقمش مشخص نیست.

چهارشنبه 18 بهمن در سالن زیرین حسینیه ارشاد از ساعت 5:30 الی 7:30 ( هر دوهفته یکبار) این کلاس ها برگزار می شود زن در متون مقدس به سخنرانی رضا علیجانی.

این هم وبلاگ کلاس زن در متون مقدس

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 12:8  توسط مجتبی امین محمد  | 

یه چند تا چیز به ذهنم رسید گفتم بنویسم، بد نیست

امروز که بالاتر از سید خندان در پیاده رو شریعتی راه می رفتم هنگامه غروب بود. دو بچه 8 الی 10 ساله را دیدم که چرخ پلاستیک جمع کنی و گونی خود را روی پل گذاشته بودند و از میان اشغالهای جلوی مغازه دو سه ظرف یکبار مصرف غذا را ته مانده شان که خورشتی و روغنی بود را با نانی که خورده نشده بود می کشیدند و می خوردند. در این زمانه تاسف بار است که بچه ای در این مملکت اسلامی جمهوری هسته ایی کار کند و غذای خود را با نان به ته مانده غذای دیگری بکشد و بخورد.

بچه هایی که باید درس بخوانند کار می کنند و زنی که باید در خانه خود شامگاهان در کنار فرزندانش باشد در میرداماد گل فروشی می کند.

خیلی صحنه دراماتیکی بود و جا داشت بغض نهان خود را به گریه فروخت. در وجودم زیر تیغ هنرمند کم اورد.

یه سریالی باحال از شبکه دو پخش می شد توی ماه رمضون به نام کلید اسرار که راجع به نیکی کردن و اعمال نیک و خوب و پسندیده است که باقی می ماند در زندگی ادمیان.

این فیلم که ساخت مسلمانان کشور ترکیه است با سری جدید خود بار دیگر هر شب دو رو بر ساعت 10 پخش می شود اگه وقت کردید حتما نگاه کنید که در این دهه بی فیلمی و بی سریالی خوب چیزی است.

وقتی نشریه نامه تعطیل شد خیلی ناراحت کننده بود چون همش دو تا نشریه جالب و پر محتوا بیشتر که نبود یکیش نامه و دیگری چشم انداز.

مجله چشم انداز ایران به هدایت لطف الله میثمی که قرار بود اول دی وارد دکه ها شود با تاخیری یک ماهه ظاهرا به دکه ها امده است اینکه چرا تاخیر کرده می تواند علتش کمبود بودجه مالی انها برای انتشار مجله باشد یا کمبود مقاله.

امروز نشریه ائین را خریدم به نظر می اد که می خواد جای نامه رو بگیره چون مجله سیاسی پژوهشی اقتصادی است. شماره پنجم ان را به  مدیر مسئولی سید محمد رضا خاتمی و سردبیری هادی خانیکی با نوشته هایی از سید مطفی تاج زاده، سعید حجاریان، عبدالکریم سروش، علیرضا علوی تبار و.... از روزنامه فروشی ها تهیه کنید. ( سعی کنید که هر نشریه ای که چاپ می شود را در همان اغازین روزها بخرید چون ممکن است که سریعا توقیف شود)

دیگر نشریه ای که بوی توقیف می دهد این نشریه مدرسه است که به قول یکی از دوستان شبه و شمایل همان مجله کیان است. مدرسه به مدیر مسئولی حسین خسرو شاهی و دبیر تحریریه ای رضا خجسته رحیمی با مطالبی از بابک احمدی، عبدالکریم سروش، ارش نراقی، سعید حجاریان و... را نمی توانید از هر دکه ای بخرید چون خیلی از دکه ها ندارند بیشتر در شهر کتاب ها و کتاب فروشی های معتبر می توانید این نشریه پر ارزش و قابل تامل را یافت کنید.

در این زمانه که کتاب ها و روزنامه ها با ممیزی دست و پنجه نرم می کنند خواندن این مجلات هنوز توقیف نشده لذت بخش است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 23:32  توسط مجتبی امین محمد  | 

یه مدتی که زندگی ادم دچار یکنواختی میشه ادم دوست داره که یه تغییریی تو زندگیش بده از اونجایی که منم به همچین بلایی مبتلا شده بودم تصمیم گرفتم تا توی کلاس هایی که حسینیه ارشاد برگزار می کنه شرکت کنم سه شنبه ( 12 دی) به کلاس فلسفه تاریخ هشت فراز و هزار نیاز هدی صابر رفتم که خیلی جالب بود البته هنوز توی بحث های مقدماتی بود و گونه های مختلف سه فیلسوف را بیان کرد این جلسه هدی صابر که با حضور مهندس سحابی بر گزار می شد کاملا یه کلاس درسی بود و هیچ جنبه سخنرانی را در بر نداشت فردای اونروز هم به تالار نگاه در میرداماد رفتم که در اونجا اقای اشکوری بحث معصومیت پیامبران را پیش کشید که انصافا خیلی زیبا بود فقط یک جای حسرت داشت و انهم حضور حداکثری پیرمردان امروزی جوانان دهه 50 بود که انهم تعدادش اندک بود( توی ان جلسه من کم سن و سالترین بودم). وقتی این اقایان به زندان می روند سر و صدا می کنیم که چرا به زندان انداخته شده اند و نوای اعتراض سر می دهیم و وقتی که اینها به بیرون می ایند و سخنرانی برگزار می کنند دنبال کاری دگر هستیم.

حیف است که اینجور ادم ها را از دست بدهیم و در این مراسم ها شرکت نکنیم. بگذریم، ظاهرا اخیرا از اقای مجتهد شبستری دعوت شده تا سلسله سخنرانی هایی را در حسینیه ارشاد برگزار کند این سخنرانی ها در محور فهم تاریخی اسلام می چرخد در این کلاس جالب هم تعداد اندکی حضور داشتند ولی به نظر می رسد با پایان فصل امتحانات دانشگاهی عده بیشتری حضور پیدا کنند. برنامه هفته اینده به شرح زیر می باشد :

برنامه سخنرانی اقای علیجانی: چهارشنبه 20 دی از ساعت 7 تا 5:30 ( هر پانزده روز یکبار)

برنامه سخنرانی اقای هدی صابر: سه شنبه 19 دی از ساعت 7 تا 5:30 ( هر هفته)

برنامه سخنرانی اقای کدیور: پنجشنبه 21 دی از ساعت 5 تا 3 ( هر پانزده روز یکبار)

بر نامه سخنرانی اقای اشکوری : چهارشنبه20 دی از ساعت 6 تا 4 ( هرهفته در تالار نگاه جلوتر از میدان مادر)

برنامه سخنرانی اقای مجتهد شبستری: پنجشنبه 21 دی از ساعت 12 تا 10 ( هر پانزده روز یکبار)

لازم به ذکر است که کلیه برنامه در اخر جلسات همراه با پرسش حاضران بوده که یا در اوراق نوشته می شود یا مثل جلسه اقای اشکوری باید پشت بلندگو سوال را مطرح کرد. برنامه اقای شبستری فعلا هر پانزده روز یکبار است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 20:15  توسط مجتبی امین محمد  | 

شهادت امام صادق (ع) بهانه ای شد تا بروم سراغ کتاب تحف العقول تا مطالب زیبا و گفتنی های بدرد بخور نه 1000 و خورده ای سال بلکه بدرد بخور امروز را بخوانم و قسمتی از انها را در این پست منعکس کنم

سفارش انحضرت به عبد الله بن جندب

خوشا بر کسی که ارزوهای دروغ او را سرگرم نکند

ای پسر جندب دیریست که نادانی ابادان شده و بنیادش نیرومند گشته ، تا دین خدا را به بازی گرفتند و انکه به خدا تقرب جوید از انان به نظر خودش جز او را خواهد ، انانند ستمکاران .

ای زاده جندب اگر شیعه ما درست بودند فرشته ها با انها دست می دادند و ابر بر سرشان سایه می انداخت و در روز هم می درخشیدند و از فراسر و زیر پای خود روزی می گرفتند و از خدا هرچه می خواستند به انها می داد

گفتم پس چه کس نجات یابد ؟ فرمود : انها که میان بیم و امیدند تا گویا دلشان در منقار پرنده است و از شوق به ثواب وبیم از عقاب .مانند ارباب در عیب مردم ننگرید و چون بنده ها به عیب خود نگرید

خیلی زیبا بودخصوصا اونجایی که سفارش شده بایستی ارزوهای دروغ و پوچ و محال ما را سرگرم نکند .این نامه نسبتا طولانی است ولی خیلی جالب است اگر این کتاب را در دسترس داشتید یه نگاهی بکنید

شهادت امام صادق(ع)

گر چه در خاك رفت پيكر تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 17:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

یه مقدار دیر تر از شبهای قدر به حسینیه ارشاد رفتم چون اصلا حوصله صحبتهای کسل کننده و لهجه دار و اسپید اپ سوسن شریعتی را نداشتم از اتوپیا موتوپیا هم که سر در نمی اوردم ولی وقتی حول و حوش 9:30 رفته بودم جایی نبود و بالاجبار به طبقه دوم در طبقه دوم هم یه صندلی به زور گیر اوردم و نشستم تقی رحمانی صحبت می کرد خیلی هم خوب و قشنگ می گفت اما متعجب بودم که امشب ادم مهمی نیست که بخواهد صحبت کند حالا اغاجری باشه باز یه چیزی دانشجوها می ان اما هچنان متعجب بودم این همه جمعیت فقط برای سخنرانی دختر شریعتی و تقی رحمانی و کدیور بود؟

به این سوال بعد از گفته های شیرین و اموزنده تقی رحمانی جواب می دم

تقی رحمانی هم مثل اقایان دیگر از ایت الله صالحی نجف ابادی تقدیر کردو خدابیا مرزی گفت . رحمانی به همان بحث قدیمی شیعه امامی و علوی ظاهرا پرداخته بود ولی با کهنگی مطلب حق ان را خوب ادا کرد و می گفت شیعه یک معیار است این معیار در تاریخ است بعد از این به سراغ حکومت رفت از قول مرحوم محلاتی گفت حکومت مشاع است مال مردم است و در قران مدل برای حکومت نداریم معیار برای حکومت داریم در ادامه از قول امام جعفر صادق نقل کرد که خدا لعنت کند کسی که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 3:48  توسط مجتبی امین محمد  | 

دکتر زید ابادی اولین سخنران امشب ( شب بیست و یکم ماه رمضان) در حسینیه ارشاد بود . موضوع سخنان ایشان زمامداری امام علی بود.در ابتدا زید ابادی به این مسئله اشاره کرد که نهج البلاغه کتابی بسیار سودمند است بطوریکه در زمانی که در سلول انفرادی بودم فقط قران بود و مفاتیح الجنان . اما به درخواست های مکرر من از رئیس زندان نهج البلاغه هم به این کتب اضافه شد به گونه ای که از نهج البلاغه در ان سلول انفرادی استفاده ها بردم

در ادامه سخنانش گفت استادی داشتیم که پیامبر را پراگماتیسم و علی را ایدالیسم توصیف می کرد هرچند ان استاد بعدها اخراج شد او مدعای این ادعا بود که چون پیامبر با ابوسفیان سازش کرد پراگماتیسم است و چون علی (ع) با معاویه جنگید علی فردی ایدالیسم است

در حالی که به نظر بنده پیامبر با ابوسفیان ساخت و ابوسفیان وقتی به اسلام درامد پیامبر او را تحمل کرد

ساده زیستی یک اخلاق است یک طرفش در نوع پوشاک و خوراک است نه همه اش.اینجا ساده زیستی شده ریا و ادعا کردن

در مورد ساده زیستی امام باید عرض کرد که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 5:17  توسط مجتبی امین محمد  | 

امسال هم مثل سالهای پیش حسینیه ارشاد در شب های قدر مراسمی را تدارک دیده و سخنرانی هایی را برگزار می کند . در بین این اسامی که در برنامه ذیل می بینید جای یک نفر خالی است ازشون خبری ندارم ولی اون دفه اخر که چند ماه پیش بود و ایشان را دیده بودیم کسالت داشتند و احتمالا هم دلیل نبودن و نداشتن سخنرانی ایشان در این شب ها به ایندلیل باشد که همچنان در ناراحتی جسمی قرار دارند او کسی نیست جز عزت الله سحابی همگی برای ایشان در این شبها دعا کنیم تا باشد بازهم ایشان را پای سخنرانی ببینیم

ساعت اغاز برنامه: 8 شب . و در پایان سخنرانی ها هم قرائت دعا و اجرای مراسم احیا

شب نوزدهم:

دکتر سید علی اصغر غروی << فقه و قران>> دکتر علیرضا علوی تبار << جایگاه دین ، عرصه عمومی یا حوزه خصوصی >>

محمد بسته نگار << مبانی دموکراسی در اندیشه سیاسی تشیع>> حجت الاسلام و المسلمین انصاری راد << اسلام دین خشونت یا ائین مدارا>>

شب بیست ویکم (شب شهادت) :

دکتر حبیب ا.. پیمان << دین رهائی یا تقید>> دکتر احمد زید ابادی << زمامداری امام علی (ع) >> استاد حسن یوسفی اشکوری

<< ایرانیان و علی(ع) >> دکتر هاشم اغاجری << پارسائی و استبداد >>

شب بیست و سوم :

خانم سوسن شریعتی << تاریخ اسلام در میان اسطوره و اتوپیا >> اقای تقی رحمانی << راز ماندگاری مردم گرائی یا قدرتمداری>>

حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن کدیور << تاملی در منابع اعتقادی >>

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 22:21  توسط مجتبی امین محمد  | 

به شب ضربت خوردن امام علی (ع) نزدیک می شویم و طبعا مهمترین مساله ای که باعث شد تا این رخداد تلخ رخ دهد خوارجیان بودند تنها شناختی که ما ایرانیان از گروه خوارج داریم بر می گردد به سریال امام علی . که متاسفانه سریال امام علی هم انچنان که باید و شاید نتوانست دید درستی راجع به این گروه به بیننده بدهد . مهمترین چیزی که در مورد خوارجیان باید دانست این است که با چه انگیزه ای انها سه شخصیت مهم ان زمان را مورد هدف ترور قرار داده بودند و هدفشان از این کار چه بوده ؟ با خواندن کتابی تقریبا به ان سوال هایی که در ذهنم بود رسیدم و اطلاعات جامعی را بدست اوردم خلاصه ای ناچیز از ان کتاب را در این پست نوشتم :

خوارج کسانی هستند که پس از واقعه صفین و جنگ میان حضرت علی (ع) و معاویه و به دنبال قرار بر سر حکمیت زمزمه مخالفت سرداده و به تدریج اماده شدند تا از صفوف طرفداران علی (ع) کناره بگیرند . در نهایت در جنگ نهروان در هم شکسته شدند ، یکی از خوارج ابن ملجم مرادی بر اساس توطئه ای از پیش طراحی شده اقدام به شهید نمودن خلیفه مسلمانان کرد در حالی که همدستان وی در حمله به معاویه و عمروعاص موفق نشدند .

بر اساس خطبه مشهوری که حضرت علی علیه انان قرائت کرد( به مارقین هم شهرت دارند) به خوارج اهل تحکیم گفته می شود به این دلیل که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 19:42  توسط مجتبی امین محمد  | 

اولین بار که کلمه ذوالقرنین به گوشم رسید جالب بود برام تا ببینم ذوالقرنین کیست و منظور خدا در قران از ذوالقرنین کیست؟

دنبال مساله را گرفتم و سراغ کتابهایی هم رفتم تا به این نتیجه نسبتا محتمل رسیدم که ذوالقرنین همان کوروش پادشاه هخامنشی است مناسب دیدم تا در ماه رمضان سراغ موضوعاتی جالب توجه بروم و طرح موضوع کنم

ابتدا از کوروش شروع می کنیم تا به ماجرای سد اهنی برسیم بعد از قران هم به مساله سد

 می رسیم تا به یک نقطه تلاقی کند و انجا مشخص می شود که ذوالقرنین کیست؟

کوروش تنها کشور کشای بزرگی نبود بلکه کشوردار مدبری هم بود او برای رفاه حال و زندگی مردمی که بطیب خاطر شاهی اش را پذیرفته بودند از تحمل هیچ رنجی روی گردان نبود به همین جهت پس از فتح بابل برای بر اوردن تقاضای ساکنان نواحی شمال که از دست قبایل وحشی سکائی می نالیدند ، به سوی شمال غربی ایران رهسپار شد از رودی که هنوز به نام او رود (کور) یا (کو) (کوروش) نامیده

می شود گذشت .

دربند و داریال را پیمود و سکاها را عقب نشاند و سپس برای انکه ساکنان فقیر و کشاورز این نواحی را برای همیشه از شر هجوم انان نجات دهد چاره ای اندیشید . دستور داد تا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

چندی است که بر روی یک موضوع مهم در دین ، فکر می کنم . این موضوع از حدود یکسال و اندی همچنان در ذهن من خطور کرده ابتدا که در کلاسهای حسابداری شرکت می نمودم چندی از بچه ها صحبت هایی را بیان می کردند که جالب بود جالبیش نه بخاطر طرح موضوع بود بلکه به خاطر تا حدودی مذهبی بودن انها بود

انها که تا حدودی مذهبی بودن ( نماز خونی که مشروب بخورد و در ماه رمضون روزه بگیرد ) بی پروا از سکس نامشروع یا همان زنا یا امیزش جنسی غیر مشروع حرف می زدند انچنان که یادم بود یکی از انها حتی بچه یک مداح گمنام هم بود یعنی در خانه خود مذهبی بودن اما.....

من متحیر بودم که چگونه است گناه این کار که اینگونه بی پروا انجام می دهند و دیگران مثل خودم ترسی دارم و داشتم و خواهم داشت .خلاصه اش ان است که بر ان شدم از یگانه متون دین اسلام که هیچ دستی برش وارد نشده و بقولی ستون متون است استفاده کنم بیربط هم ندیدم تا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 1:49  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

 

همایش دین و مدرنیسم که امروز پنجشنبه در حسینیه ارشاد برگزار شد بسیار شلوغ بود البته یکی از عوامل شلوغ بودن این مراسم حضور دکتر سروش بود که با تهدید عوامل بییییییییییییییییییییییب به محل نیامد اما متن مقاله اش را به پسرش داده بود تا بخواند . سعید حجاریان هم با حضور در پشت تریبون از مردم عذر خواهی کرد که درست و حسابی نمی تواند حرف بزند ولی متن را یکی دیگر می خواند  دکتر ژند شکیبی هم گفت من لهجه وحشتناکی دارم و سنگین تر است که نخوان او هم متن را داد و یکی دیگر خواند متن دکتر شکیبی راجع به روند تاریخی دین در روسیه بود . علوی تبار هم که اولین سخنران و دکتر کدیور اخرین سخنران در پنل اول بود در شروع پنل دوم  همه که انتظار حضور سروش را داشتند  سخنران هم گفت هنوز خبری از ایشان بدست ما نیامده سخنرانان دیگری بالا رفتند و بعد از ساعتی فهمیدند که سروشی در کار نیست و از همان اول اقای سروش بدلیل تهدیدات بیییییییییییییییییییب نیامده بودند مراد فرهاد پور و دکتر محمود صدری اخرین سخنرانان بودند

دکتر صدری گفت دین در تقابل با سیاست شکست می خورد و می بازد و مثل خوشمزه ان ان است که اگر شما یک بستنی را با معذرت می خوام پهن قاطی کند کدوم یکی خراب می شود؟ کدوم یکی از این مخلوط شدن اسیب می بیند؟

حضور یافتن ابراهیم یزدی اشکوری محمد رضا خاتمی مصطفی تاج زاده و عبد الله نوری هم جابل بود

اینهم عکس هایی که گرفتم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 18:27  توسط مجتبی امین محمد  | 

انصافا ابن كه مي گين كار نيست راست ميگن ولي اينو بعضيا(شما هر جور دوست دارين فكر كنيد) قبول ندارن خلاصه ما يه تابستونو دنبال كار گشتيم ازين جا بو اون جا و برعكس (از اون جا به اينجا) چند تا كار هم پيدا كردم ام همش خوراك افغانيا بود نه كه اونا آدم نيستنا من از نظر ... زوريشون مي گم آخر يه كار پيدا كردم نا مناسب با درسي كه خوندم كار مناسب با بازار خوب الانيش الان ميگم چه كاريه ديگيه خيلي تو كفين دفتر سازي تقريبا كار راحتي ولي يكي از شرايتيش اضافه كاري اجباريه خلاصه مي خوام كار كنم مگم چيست كار كه سرمايه زنديگانيس كار....................................................................

ولي (خدا جواب تيكافمو داد اونجا ازش يه كار راحت خواستيه بودم خدا هم مناسب با اعمالم برام كار جور كرد)  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 22:59  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

سه روز در مراسم اعتکاف بودن فرصت خوبی برای تنهایی ادم است فرصتی برای تفکر فرصتی برای خودت و در فکر خدا بودن

سه روز تنها بودن خیلی حال می ده دور از اجتماع و خانواده دور از سر و صدای یک شهر دور از اخبار دور از تلویزیون و دور از اهنگ ها

در این سه روز اعتکاف که بهمراه دیگر بچه های قاجار بویس بودیم با جوان های (از بین 30 نفر فقط دو نفر میانسال بودند) دیگر معتکف به غیر از کار اصلی ( راز و نیاز) بحث ها و صحبت های خوبی کردیم

راجع به جدایی دین از سیاست ( چند نفری ریخته بودیم سر یک بسیجی) و اظهار نظر هایی راجع به دین در ایران یک نفر از امار غیر رسمی نماز خوان ها در ایران می گفت که وحشتناک تلخ بود و دیگری راجع به شخصیت های سیاست جهان و دیگری هم راجع به جنگ لبنان . یه نفر از بیرون مسجد اومد تو و گفت که فلان قد موشک حزب الله انداخته یه نفر هم در جواب گفت که بابا جان اسرائیل هم می ندازه ولی اونقدر زیاده که اماری دیگه تهیه نمی کنن صحبت رفت سر اسرائیل و اینکه فیدل ها در اسرائیل فاقد قدرتند و اکثرا حضور در اسرائیل را ترجیح نمی دهند و.......

جالب بودن این صحبت ها و بحثها این بود که ما در مسجدی معتکف بودیم که در یک شهرک نظامی بود و همه بچه های معتکف بچه هایی بودند که پدرانشان در جنگ شرکت کرده بودند و اکنون هم در دستگاه نظامی بودند. من فکر می کردم که اینها بچه حذب اللهی هستند اما در صحبت های خود نشان دادند که این نسل فاصله فکری زیادی با پدران خود دارند

یک مسئله ی اعصاب خورد کن که وجود داشت این بود که ما در اعتکاف بودیم و فقط باید با خدا بود

اما شب وفات حضرت زینب صحبت از غیر خدا کردن ، روزه از دیگری خواندن ، گریه برای یک بنده ( خوب) خدا کردن ، در سینه کوفتن و .... ما را از خدا دور می کند

خیلی بد است که نتوانیم سه روز تحمل کنیم خیلی بد است که به خاطر خدا امده ایم و سه روز برای خدا روزه ایم و .. اما در شبی به فکر دیگری بودن و به جای انکه به خدا توسل بجوئیم از دیگری توسل بجوئیم ( تا خدا هست چرا دیگری؟)

این نشان دهنده ان است که شیعیان ایران خدا و امامان را با هم اشتباه گرفته اند از خدا توسل نمی جوئیم از امامان توسل می جوئیم در حالی که بنده خدا هستیم ( بعضی ها با خدا اونقدر نزدیکند که رفیقند باخدا) در اشعاری که هیات می گویند ارباب ما امامانند

در حالی که باید به خاطر گناهان بی شمار خود پیش خدا گریه کنیم برای امامان ( که هیچ احتیاجی به این گریه های گنه کاران ندارند) گریه می کنیم ، برای واقعه کربلا گریه می کینم ( در ولادت امامان هم برای این واقعه گریه می کنیم در شب جشن و تولد امام حسین هم برایش گریه می کنیم ) ( در این شب خوندن جوشن کبیر خیلی حال میداد)

در اتمام این جملات بایستی به جمله یک نفر اشاره کرد که الان در خاطرم نیست که چه کسی گفت .

ولی او گفت که می دانید فرق شیعه لبنان با شیعه ایران در چسیت؟ شیعه لبنان شیعه شادی ، است ولی شیعه ایران شیعه غم اندوه وگریه است شیعه ای که در ایام عاشورا فقط خود رانشان می دهد

وجود شیطان در این سه روز حس می شد هی به ادم تنه می زد و می گفت که ریا کن ریا کن می خوای کاری بکنی جلو دیگری بکن اگر دعا می کنی به دیگری هم بگو به رخ بکش الکی برو توحس و...خلاصه خیلی بامزه بود تاحالا اینجوریش رو ندیده بودم که شیطان در این جا هم باشه و از ترفند های مختلف برای گنه کار کردن ادم استفاده می کنه

و نکته اخر اینکه تا حالا دعای ام داوود رو نخونده بودم خیلی قشنگ بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:57  توسط مجتبی امین محمد  | 

وقتی شماره چشت جمعش باشه 9 و به این امید دفترچه سربازی رو پست کنی تا معاف شی

وقتی پیش دو تا دکتر از طرف نظام وظیفه می ری و قطره تو چشمت می ریزن( قطره ای که سیاهی حدقه چشت رو انقدر بزرگ می کنه که حد ندارد( توی این عکس بالا  هم معلوم است) و وقتی با این چشم می خواستم در افتاب راه برم افتاب چشمم رو میزد و مجبور می شدم با چشمانی تنگ و تقریبا بست راه بروم)

قطره ای که مشخص می کنه ایا قطره نریختی که شماره چشم رو افزایش بده

وقتی اون قطره حداکثر یک شماره از شماره چشم واقعیت کم می کنه

و و قتی که شماره چشات که 9 است با اون قطره بیاد پایین و هفت و نیم بشه

ووقتی بفهمی معافیتی در کار نیست باید بدونی که بد شانس ترین ادم توی این دنیا هستی

حالا وقتی فهمیدی که می تونستی و باید معاف می شدی اما به خاطر اون قطره حالا مشمول سربازی هستی چه حالی پیدا می کنی؟

بالاتر از شماره 8 برای دیپلمه ها معافیت سربازی است قانونا باید کسی که شماره چشش 9 است هم معاف باشد اما قانون کجا و ان قطره چشم لعنتی کجا؟

مجبوری که به سرباز بودن خودت سلام کنی در حالی که خودت هم می دونی شایسته رفتن به سربازی نیستی

کار من یکی که دیگر از گریه کردن گذشته فقط می خندم و می خندم

احتمالا اون موقع که خدا شانس بین ادما تقسیم می کرد من تو کوچه بن بست گیر کرده بودم

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 13:19  توسط مجتبی امین محمد  | 

برای بزرگداشت دکتر علی شریعتی که 29 سال از 29 خرداد می گذرد حسینیه ارشاد مراسمی را برگزار کرد که ابتدا رضا علیجانی صحبت کرد و بعد از ان هم دخترش سوسن شریعتی و در اخر پرشورترین سخنرانی توسط هاشم اغاجری صورت گرفت

موضوع بحث رضا علیجانی امت و امامت بود که پرسش هایی را برای منتقدین شریعتی و موافقین او مطرح کرد

اینکه چرا شریعتی بحث امت و امامت را فقط در اسلامیات مطرح کرده است ؟ نه در اجتماعیات .

علیجانی به این مورد اشاره کرد که برای شریعتی دو چیز نامفهوم بود یکی امامت یعنی چه؟ و دیگری ولایت عهدی امام رضا.

بعد از ان به قول از شریعتی علیجانی بیان می کند که او گفت نه دموکراسی را می توانستم رها کنم نه علی (ع) را .

اما سوسن شریعتی که با شیوه خود سخن می گفت با لهجه و سرعت جملات خود به بحث بازگشت به خویشتن پرداخت .

اما بعد از سوسن شریعتی نوبت به هاشم اغاجری رسید تا بار دیگر مجالی پیدا کند در حسینیه ارشاد تا به بحث عدالت برسد .

اغاجری به بیان این مطلب پرداخت که تفکیکی میان عدالت و قسط وجود دارد که عدل یعنی قیمت کار و قسط یعنی ارزش کار قسط نوعی امر حقیقی است . اغاجری از این جمله شریعتی تجلیل کرد که دین برای بشر نه بشر برای دین .

بعد از ان اغاجری کم کم نقطه جوشش بالا امد و


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 0:0  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

او رفت

اما نه با  تمییز دادن احادیث جعلی و اصلی   نه با نظرش در مورد علم امام نه با.....

او رفت

اما برای ما یادگاری های ارزشمند به جای گذاشت: عقلگرایی فقه و کلام

او رفت

اما نه با شهید جاویدش نه با قضاوت زن در فقه اسلامی نه با عصای موسی یش نه با...

او رفت

اما نوشته های جسارت امیز او و دگر اندیشی او از دین را برای ما به ارث گذاشت

در حالی که او شدیدا از سوی تمام محافل خبری مورد بی مهری قرار گرفت اما چه سود     که اورفت در حالیکه این مملکت اسمش اسلامی است اما کوچکترین اهمیتی نسبت به یک نویسنده دینی یک فقیه یک دگر اندیش و به قول عماد الدین باقی روشنفکر دینی نشان نمی دهند. گناه این بی مهری ها خودش بود چون او پوپک گلدره نبود او یک ارتیست سینما و تلویزیون نبود او یک ورزشکار یا هنرمند نبود او سیاسی نبود و مهمتر از همه او یک عراقی نبود که در جریان یک بمب گذاری در شهر فلوجه مصدوم شود و تلویزیون صد بار خودش را خفه کند او یک فلسطینی نبود که در جریان سنگ انداختن به تانک اسرائیلی ها پایش سر بخوره و خراش بردارد و همه بفهمند و... او یک مداح اهل بیت نبود که اگر هم فوت کند برایش در زیر نویس تلویزیون اعلام تاسف کنند  او از نظر صداو سیما مهم نبود  او یک نویسنده ناشناخته در ... نبود که روزنامه... برایش مطلب بنویسداز نظر مطبوعات هم مهم نبود که یک گزارش کوتاه، یک مصاحبه در بستر مرگ،ان موقع که در بیمارستان بقیه الله بود تهیه کنند اما در این همنوایی بی وفایی شاگردان او هم عقب نماندند          مهدوی کنی ، هاشمی رفسنجانی، موسوی یزدی، محمدی گیلانی، حسن صانعی، رضا استادی،هادی  باریک بین،سید محمود دعایی، طباطبایی، لاهوتی اشکوری، عباس محفوظی، ربانی املشی  از شاگردانی بودند که بر سر درس استاد حاضر می شدند ولی در این تنهایی انها چه کردند ؟ به غیر از هاشمی رفسنجانی که یک  دفعه زحمت به خود راه داد تا به دیدار استاد در بیمارستان برود دیگران ....  

نامداران فقط توانستند در تشییع جنازه ان بزرگوار شرکت کنند 

گناه او این بود که خود را از اول انقلاب که همه می خواستند مسوولیتی را برای خود تور کنند دچار سیاسی بازی نکرد او وارد سیاست نشد چون استادش (ایت الله بروجردی) هم  وارد این وادی نشد

شاید اگر مثل دیگران در جریان انتخابات ها از یک نفر حمایت می کرد و همه اسم او را  می دیدند ان وقت ان مرد و هزاران مرد دیگر برای تیتر روزنامه شرق اظهار تعجب      نمی کردند  که این دیگه کیه؟ فقیه دگر اندیش؟ صالحی نجف ابادی؟ این کی بوده؟

کتاب معروف شهید جاوید سرو صدای زیادی را در زمان خودش براه انداخت این کتاب نگرشی نو به قیام امام حسین در کربلا بود این سووال مهم که ایا امام حسین برای شهادت حرکت کرد یا برای ایجاد یک حکومت؟ سوال مهمی بود که در ذهن این اندیشمند شکل گرفت او گفت اگر حسین(ع) برای شهادت حرکت کرد یعنی از قبل می دانسته ان وقت اگر از قبل می دانسته که شهید می شود خوب چرا حرکت را اغاز کرد؟

یعنی دانستن اینکه می داند در این سفر به شهادت می رسد و شروع حرکت به ...

همواره این سوال مهم علم امام در اذهان فقیهان و مجتهدان و روشنفکران دینی در حال حرکت بوده است

صالحی نجف ابادی با کتاب شهید جاوید که انتقادات فراوانی از شریعتی و مطهری گرفته    تا ایت الله ها همگی متفکران دینی را به چالش کشید و همه را در بحث انداخت

اما فقط شهید جاویدش نبود او حدیث های خیالی را مورد تمسخر قرار داد و چندین حدیث پیرامون عاشورا را جعلی اعلام کرد و با دلیل و منطق ان احادیث را مجعول دانست اما    زیبا ترین مطلب در رد یک حدیث بر می گردد به رد حدیث کسا که به شیوه ای جذاب این حدیث را جعلی دانست

کتاب قضاوت زن در فقه اسلامی و عصای موسی وحدیث های خیالی در مجمع البیان و...

از کتاب هایی است که خواندنش برای هر کسی دارای جاذبه است و به سادگی مطلب را   می رساند

سعی خواهم کرد گزیده ای از مطالب کتاب هایش را در اینجا باز گویم

او رفت اما با کتاب هایش همیشه زنده خواهد ماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:7  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe