
یکشنبه شب 24 دی ماه از سینما ماوراء شاهد فیلمی جذاب بودم یه فیلمی از براد اندرسون نشون داد که توجه منو به خودش جلب کرد این فیلم که برای افراد زیر 12 سال مناسب نبود در مورد یک فرد قاتل است که با ماشین به یک نفر زده و مرده است. او پس از این تصادف از محل فرار می کند و...
در فیلم شاهد این تصادف نیستیم به گونه ای که در اخر فیلم معما حل می شود. این فرد دچار وجدان درد می شود و توهماتی سراغ او می اید. او فکر می کرده با فرار خود از محل حادثه دنیای خوبی را در اینده خود دارد اما در فیلم نشان داده می شود که اینگونه که او فکر می کرده نیست و دنیای دارای عذاب وجدان مرزهای بین خیال و واقعیت را برهم می زند و نهایتا دنیای ان ادم بدون خوشی وتنها بودن رقم می خورد.
مهمان های برنامه سینما ماوراء که دکتر سید محسن فاطمی و دکتر امید روحانی بودند در مورد فیلم سخن های جالبی را بیان کردند دکتر فاطمی از جنبه روانشناختی فیلم گفت و دکتر روحانی هم از وجه فیلم شناختی و معرفی کارگردان به نقد این فیلم پرداختند.
در این فیلم کارگردان با طرح یک پازل حس کنجکاوی نقش اول فیلم را به همراه بیننده بر می انگیزد یک جاخالی 6 حرفی بر روی یک کاغذ مربع کوچک کشیده شده بر روی یخچال و reznik می خواهد او را حل کند در دو حرف اخر er_ _ _ _ مشخص می شود بعدها er _ il_ _ مشخص می شود بعد رزنیک فکر می کند که رمز miller است که در کارگاه کار می کرده و دستش از بین رفته . در اخر فیلم رزنیک متوجه می شود که رمز پازل مادر هم نیست بلکه killer است و خود متوجه می شود که نفس خوبی او در تلاش است تا این را به او بفهماند، نفس خوبی او در فیلم حضور دارد.
دو نکته جالب از این فیلم که صد در صد سانسوری هم دارد، این است که مدام ساعت یک و نیم را نشان می دهد که ثانیه اش یک می شود و دو و دوباره به یک بر می گردد . به نظر می رسد که در این ساعت تصادف رخ داده. دیگر مورد جهت در انتخاب مسیر است. هنگامی که با بچه گارسون زن به تونل وحشت می رود ( تونلی که خود اسمش 666 است) به بچه می گوید به سمت راست برو ، وقتی از دست ماموران در مترو در می رود به چاه فاضلاب می رود و انجا سمت چپ را انتخاب می کند . جهت هایی که هیچکدام درست نبود.
زندگی این ادم با وجدان درد دنیایی را از سیاهی برای او می سازد که کارگردان تلاش می کند با دکور کدر و سیاه فیلم به خصوص در خانه رزنیک به تماشاگر بفهماند که دنیای او پر از الودگی و سیاهی است و نکته قابل تامل اخر فیلم است که رزنیک به زندان می رود، جدا از عبارتی که رزنیک می گوید( من خسته ام می خوام بخوابم) رزنیک به داخل زندان می رود. هیچ زندانی وجود ندارد که رنگ دیوارش سفید باشد اما رنگ و محیط زندان برای رزنیک تازه، سفید و پاک شده و جائیکه همه مجرمان در ان رنج می برند رزنیک در انجا اسوده است، می خواهد بخوابد. کارگردان فهیم با نشان دادن اولین رنگ دیوار سفید در فیلمش که زندان است ارامش مجرمین را به دور از هر عذاب وجدانی را انجا می داند و فرار را بیهوده می داند.
فیلم ماشین کار که محصول سال 2004 است را با برداشت هایی از رمان جنایت و مکافات داسایوفسکی از یاد نبرید و حتما نسخه کاملش را ببینید.
