معلممون میگه شایعه است یا یه جور یک کلاغ چهل کلاغ که تو موسسه پیچیده اما به نظر من این ماجرا دیگه واسه ایران امروز داره عادی میشه و ...( کما اینکه فهمیدم که انگاری به معلما اینجور دستور داده بودن که قضیه رو دامن نزنند و وانمود کنن که قضیه خالی بندیه)
قبل از اینکه معلم زبانمون بیاد تو کلاس نشسته بودیم که یکی از خانمها( همکلاسی) گفت که به خاطر قضیه بردیا (یکی ازمعلم های موسسه) سختگیری ها بیشتر شده و و خصوصا نسبتا به اینکه کلاس های این موسسه مختلطه کنترلینگ بیشتر شده .
ما پرسیدیم قضیه بردیا چیه؟ اون دو تا دوستامون هم چون خانم بودند روشون نمی شد قضیه رو تعریف کنن و هی به هم پاس می دادن که اون یکی قضیه رو تعریف کنه که یدفه دوستم گفت با شاگرداش شیطونی کرده که اونا هم گفتند بله چه شیطونی هم
بعد از کلاس سیریش قضیه شدم به یکی که می دونست و گفت ماجرا از این قرار بوده که این اقا معلم با شاگرداش طرح دوستی می ریخته بعد کلاس خصوصی برگزار می کرده و نهایتا با اونها ارتباط جنسی بر قرار می کرده که بهش می گن تجاوز و بعد فیلم و...
چندین نفر از کلاس های بردیا دچار چنین مشکلی میشن که از اونها فیلم گرفته شده و اونها هم جرات نمی کردن به پلیس اطلاع دهند اما بالاخره یکی جرات میکنه و ماجرا رو به پلیس تعریف می کنه
جالبیت ماجرا برای من اینه که فهمیدم پشت موسسه زبان ما یک ادم با نفوذ و کله گنده تشریف داره که نگذاشته موسسه رو تعطیل کنند و همچنان کلاس ها بر پا بشه و مختلطم برگزار بشه.
حتی برام جالب بود که یک چنین پرونده تجاوز جنسی همراه با اخاذی به هیچ جا درز نکرده و جلوی دهان بعضی ها را گرفته اند که قضیه به روزنامه ها کشیده نشه و گرنه فاتحه موسسه خوانده شده بود و افتضاحی ببار می امد که نگو و نپرس و برای بعضی ها دلیل می شد که در ایران نباید کلاس های درس موسسات غیر دولتی مختلط برگزار بشه یعنی بهونه دستشون می اومد.
علاوه بر ان در ایران فقط موسساتی می توانند کلاس های خود را با حضور پسران و دختران توامان تشکیل دهد که یک ارتباط سایه گونه با نهاد های دولتی داشته باشد زیرا که چنین موسساتی با فشار شدید از بیرون درگیر هستند .
خلاصه قضیه این معلمه خیلی برام جالب بود که بدون درز به روزنامه ها و رسانه ها و کنترل سکرت گونه ماجرا موسسه همچنان به کار خود ادامه می دهد.
یکی از بچه ها که تصادفا یکبار در کلاس چنین ادمی نشسته بود می گفت خیلی یارو باحال بود با همه دخترای کلاس می خواست دوست شه و فکر نمی کرد که بابا وقتی با این دوستی این می ره به بغل دستیش هم میگه. دوستمون تعریف می کرد که کلا چنین ادمی بود علاوه بر اینکه اکادمیک درس نمی داد و با الفاظ و تکه کلام ها کلاس را پیش می برد.
اضافه کنم که موسسه زبان ما از این در پیتی ها نیست که با دو تا اتاق کارشو پیش ببره ضمن اینکه علاوه بر انگلیسی زبانهای دیگر مثل اسپانیولی و المانی و.. هم تدریس میشه. اکثرا دانشجو هستند و خانمها و اقایان با سنین بالا هم شرکت می جویند.
توی این زمونه که دندانپزشک به بیمار رحم نمی کنه پدر بزرگ به نوه اش لات و لوت به نامزد ادمی یه پسر تو اسانسور به یک زن و... پرونده های تجاوز جنسی و اخاذی داره به جنایت های جنسی تبدیل میشه که امار حکایت از ان دارد که روند صعودی طی می کند زنگ خطری برای یک جامعه مدعی اسلامی
