سید حسین نصر حقیقت را در سنت جستجو می کند و با مدرنیته از سر نقد و انکار بر می خیزد دغدغه های او معطوف به ساحت امر قدسی، طبیعت، هنر معنوی و اموری از این قبیل است امروز در شرایطی به این کتاب می پردازیم که به واسطه برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلای تهران، امر قدسی کاملا کارکرد عرفی یافته است. مصلی ساخته ایم تا در ان از مد لباس تا کتاب را به نمایش بگذاریم و این به واقع فرو کاستن امر قدسی به امر عرفی.
این مقدمه ای بود که در روزنامه اعتماد به قلم حسین فراستخواه برای کتاب حسین نصر نوشته شده بود کتاب در جستجوی امر قدسی. کاری به اون کتاب ندارم هدف از کپی کردن این نوشته نقد عالی نویسنده بود که راجع به نمایشگاه کتاب زده بود منتها در یه قالب دیگه که به نظرم خیلی جالب بود
از نمایشگاه که بگذریم دیروز رفته بودیم بیمارستان عیوض زاده در خیابان شیخ هادی پایین جمهوری عیادت یکی از این فامیلا. بعد از پسرش حال و احوالشو گرفتیم. که گفت اره دیروز برای سی تی اسکن چون بیمارستان سی تی اسکن نداره اینو از اینور خیابان برداشتند و بردند اونور خیابون که یه بیمارستان دیگه است و اونجا ازش سی تی اسکن گرفتند و دوباره از خیابون رد کردند و سر جاش برگردوندند اونم مریضی که در ICU خوابیده بود.
از مطلب تلخ خنده اور ( نداشتن کمترین امکانات در یک بیمارستان در پایتخت و کشاندن مریض به بیمارستان دیگر) که بگذریم به یه چیز دیگه می رسیم توی ویژه نامه اعتماد خوندم که نفر اول شورای شهر تبریز که دختر دانشجو است که ظاهرا صورت ظاهری اش زیبا بوده به دوستم تو شیراز ایمیل زدم و ازش پرسیدم که چرا مردم به این رای دادند؟ چرا یک دختر دانشجو مجردی که فقط 25 سال سن دارد توانسته رکورد رای شورای شهر شیراز رو بزند؟ که ما قبل از این بیشترین رای 23 هزار نفر بوده و ایشان توانسته 30 هزار رای در جیب کند.
پاسخش چنین بود: 1ـ نه، من رای ندادم 2ـ چهره اش زیاد زیبا نیست 4- فقط عکس پوستر هایش زیبا و خوشگل افتاده و همین زیبایی ، موثرترین عامل برای انتخاب مردم شیراز بوده
از این انتخاب فوق مدرن شیرازی ها که بگذریم به چیز دیگه می رسیم
یکی از بچه های دانشگاه ازاد که نمی گم مال کدوم شهر است تعریف می کرد چند وقت پیش یکی گفت ما اینجا یه ویلا داریم بیاین یه پارتی بذاریم خلاصه ما هم همه چجی رو جور کردیم ( از 600 شیشه مشروب و سیستم صوتی و بلیط 20 تومانی و دو رقاص حرکت زن دختر و کلی سیستم امنیتی نظیر دوربین و 5 نفری که دو سه نفرشون سر جاده بودن و یکیشون هم نزدیک کلانتری که تا ...)
و اینم اضافه کرد که موبایلامون هم روشن بود که دیگه مشکلی واسه ارتباط نباشه خلاصه همه چی رو ردیف کردیم تا مشکلی پیش نیاد
تعریف می کرد که خیلی جالب بود با هم مصاحبه می کردیم قبل از مستی، در حال مستی و بعد از مستی از زندگیشون می گفتند و از خودشون می گفت یکیشون بی پول یکیشون پولدار همه جوری توشون بود اینجور که اون برام تعریف می کرد خوراک روانشناسی بود
در اخر اضافه کرد که این فیلم و به هیچکی ندادن و فقط گذاشتن دیگرون نگاه کنند
حالا منم حتما باید برم ببینم به نظرم چیز جالبیه!
حالا مملکتی که مصلای نماز خانه اش، محل مد لباس و فروش کتاب است بیمارستانی که سی تی اسکن ندارد و مردمی که اینقدر به ظاهر و زیبایی یه دختر اهمیت می دهند ( کاشکی اصلاح طلبها هم چند تا مانکن بر می داشتند و اونا رو نماینده می کردند حیف شد!!) و در اخر دانشجویانی که ( اتفاقا همشون به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب شده بودند) ....
شاید این اخری زیاد ادمو اذیت نکنه چراکه جوانانی هستند که جوانی را با ترس و هیجان می بینند و دوست دارند ریسک و خطر و ... ولی خوب برای پدران و مادرانی که دلخوش به درس خواندن بچه هایشان هستند و بچه هایشان در فاز دیگری هستند... قدری تاسف اور باشد و ممکن است برای جامعه اسلامی که ادعا می کند جوانانش همگی پاک و متدین هستند ....
ولش کن بابا ازاده دیگه