این روزا دنیا واسه من
از خونه مون کوچیکتره
کاش می تونستم بخونم
قد هزار تا پنجره
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتن منه
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم میشه
کوچه ها نارفیق شدند
حالا که می خوام شب و روز
بهم دیگه دروغ بگم
ساعت ها هم دقیق شدند
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
برای ادامه شعر و دیدن عکسهای سریالی غروب رجوع شود به این لینک
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 0:36  توسط مجتبی امین محمد
|