تبليغاتX
ghajarboys - هیچ

ghajarboys

خیلی با خودم کلنجار رفتم که ننویسم و... ولی خوب نشد و حالا می خوام در این پست راجع به اینکه واقعا چه نیاز و الزامی وجود داره که روشنفکری مثل سروش و ماقبل از ان مجتهد شبستری وارد بحث وحی و تجربه نبوی و چگونگی انزال قران بر پیامبر می شوند؟

 

روزی که با یکی از  دوستان صحبت می کردم بهش گفتم که واقعا سروش می خواهد از این بحث ها به کجا رسد؟ بن بست موجود در عرصه سیاست و در منجلاب ماندن اصلاح طلبان را درست کند؟ یا صرفا یک بحث علمی ، یک ژست روشنفکری و یا  ... است؟

 

بهر حال هر کاری یه فایده و مضراتی دارد و باید دید که سروش از این بحث وحی می خواهد به کجا برسد و واقعا فایده این جور بحث ها چیست؟ جز اینکه تحمیل هزینه هایی بر پروژه روشنفکری در ایران وارد می کند و رقیب که همه رسانه ها در دست اوست و  تیتر روزنامه های اصلاح طلب را هم او معین می کند می تواند تمام استفاده ابزاری را از این بحث ها بکند و عنوان ملحد را به خود نویسنده و جریانی که نویسنده در ان شنا می کند را برچسب بزند

 

 

 

جز این است که دیوار حائل بین جامعه عوام، مردمی که ذهنشان فقط درگیر یک لقمه نان است   و اقتصاد سنتی(بازار) را بین روشنفکران و اصلاح طلبانی  که از این پروژه سود می برند را بیشتر می کند؟ 

بایستی فکر کرد که واقعا برای مردم ما که که به ادعای شاخص های رسمی خط فقرشان زیر 600 هزار است و تمام افکارشان پیرامون تورم و اقتصاد بد و پول و گرانی می چرخد چقدر چگونگی وحی کتابی مانند قران برایشان مهم است؟ و اگر بفهمند که سروش و امثالهم چه نظریه جسورانه ای را ارائه دادند انها چه واکنشی می گیرند؟ می گویند براوو؟ یا ...

در بازار که رفت و امد داشتم خشم بازاری ها را از این سخنان  به عینه دیدم و شنیدم  و چه کسی است، که  انکار کند که نبض سیاست ، پشتوانه طیف روحانیون سنتی، بخشی از قدرت و به گونه ای دیگر موتلفه ی  اسلامگرایان  را همین بازاری های ساده نمی تواند نقشی تعیین کننده نداشته باشند؟  چرا که در طول تاریخ معاصر ایران جنبش هایی که از تنباکو و مشروطه و خود انقلاب اسلامی صورت گرفت اگر پشتوانه بازار نبود اصلا صورت نمی گرفت

حال باید فکری کرد که چقدر امثال این بحث ها می تواند کمک به ارتقای فکری جامعه کند و روشنگریی باشد که بدرد بخورد و ما را از این منجلاب فکری و از این بن بست مار و پله نجات دهد.

دانشجوی امروز را شاید دیگر نتوانست از این بحث های هیجان انگیز و جسورانه تکان داد دانشجویی که وضع اقتصادش هم خراب است مدام مثل چکش بر سر جنبش هایش می کوبند و نه نشریه ای باقی می ماند و نه پیوندی با احزاب می خورد و نه سیاسون اصلاح طلب می فهمند انها چه می خواهند ( تازه بفهمند هم...) دیگر به فکر این  است که  وقتی ایشان از اروپا می ایند و می خواهند سخنرانی کند مثل مور و ملخ به سخنرانی ایشان بیایند؟ در اندیشه شریعتی دوم بودن در این روزگار کمی طنز است با جمع کردن هوادار

 

کاش به قول سارا شریعتی به فکر نزدیکی روشنفکران با جامعه قهر کرده از سیاست و روشنگری گامی برداشت نه به دوری این فاصله کاش به جای این بحث ها که قران چگونه انزال شده اینجوری نازل شده یا اونجوری به این فکر می کردیم حالا باید چه کار کرد حالا باید چه گامی برداشت؟ و راه بازگشت چگونه است؟

 

کاش  انها که مدعی روشنفکری دینی هستند می توانستند یک جلد قران را به زبان خودشان ترجمه و تفسیر کنند کاش قدم به راه دشوار ترجمه و تفسیر می گذاشتند و گونه ای دیگر از قرائت خود را از این  متن مقدس  ارائه می دادند و بر فرض اینکه مجوز نمی گرفت در خارج از کشور چاپ می کردند.

 به شخصه به کاری که سارا شریعتی در نقد موسیقی محسن نامجو موسیقی که دل جوانان ایران را برده و چرا این همه مجذوب موسیقی او شدند خیلی علاقه دارم و کلا به این کارهای جامعه شناختی خانواده شریعتی علاقه دارم چرا که تا وقتی نفهمیم جوانان چه می خواهند و چه نمی خواند کاری نمی شود کرد

(گرچه امثال یوسفی اشکوری و محسن کدیور که به مطالعات خود و سخنرانی های خود ادامه می دهند هم علاقه دارم  و کارهای پژوهشی رضا علیجانی پیرامون زن در متون مقدس یا پروژه های تاریخ شناسانه و پژوهشی  هدی صابر  که کلاسهایش  در حسینیه ارشاد پیرامون تاریخ معاصر خشم بعضی ها را فرا گرفته قابل تامل است)

 

حر کت های تندی مثل حرکت اخیر سروش فقط انرژی گیر است و به فاصله ملت از روشنفکری دامن می زند و تحمیل هزینه به خود اقای سروش چیزی است که همه را نگران می کند که در راه بازگشت دوباره به ایران مشکل زایی برای ایشان فراهم شود چراکه در قم و در طیف سنتی ها اخیرا بسیاری واکنش های منفی و خطرناک پیرامون وجود ایشان و تفکرات ایشان بروز داده شده

 

بهر حال سوپ داغ را یا باید از کنار ان به آرامی قاشق زد و خورد یا لایه لایه از روی سوپ داغ با قاشق خورد ورنه اگر یکدفعه قاشق را داخل سوپ داغ کنیم و بخواهیم از وسط  آن سوپ خورد فقط دهنمان می سوزد و هیچ از سوپ نمی فهمیم

 

کلام محمّد:گفتگو با دکتر عبدالکریم سروش درباره قرآن

 

دومين نامه آيت الله سبحاني به عبدالکریم سروش

 

نگاه عرفانی به مسأله وحی در آرای سروش

 

محمدرضا نیکفر: تفسیر و تجربه‌ی ستم

 

محمد جواد غلامرضا کاشی: زمان و تجربه مومنانه

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 20:10  توسط مجتبی امین محمد  |