سلام. امیدوارم اوقات خوشی را در این ماه سپری بکنید و نمودار سینوسی زندگیتان بعد از ماه رمضان رو به بالا تغییر کند و کمتر زیر خط منحنی داشته باشید.
شبکه سه سیما بین پخش اذان و سریال رضا عطاران قسمتی را به جناب مکارم شیرازی سپرده تا پیرامون موضوعی که خودشان صلاح می دانند هر شب بحثی را ارائه دهند.
موضوع بحث های ایشان توسل است و این مسئله باعث شد که من را وادارد تا مطلبی را بنویسم تحت این عنوان که چرا توسل؟ چرا شیعیان ایرانی بیشتر روی روند توسل تکیه دارند؟ چرا همیشه به دنبال وسیله ای هستند برای اینکه به خدا وصل شوند؟
توسل در جایگاه ایرانی ها مقامی رفیع دارد که حتی به نظرم در نزد ایشان این جایگاه بالاتر از جایگاه توکل هست اینکه چرا ایرانی ها به توسل اعتقاد فراوانی دارند( البته جامعه ی شیعیان فقط شامل ایرانی ها نمی شود به غیر از عراق، لبنان بحرین یمن و مقداری در آسیای شرق شیعیانی وجود دارند که در بعضی نکات با شیعیان ایرانی فرق دارند که امیدوارم بشه بعدا توضیح داد) و کمتر توجهی به مسئله مهمی چون توکل دارند می تواند سوال مهمی باشد تا جائیکه در ماه محرم و صفر ایضا رمضان و شب های قدر تاکید ویژه ای روی ائمه شیعیان می شود و عقیده توسل هم بیشتر از این جویبار جاری می شود که انگاری شیعیان ایرانی بیشتر دنبال رابطه ای با پل هستند نه بدون واسطه و این رابطه ی با واسطه بودن بیشتر برای گرفتاری ها و مشکلات و بخشش در گناهان یاد میشود. اینگونه پرداختن به توسل نزد ایرانی های شیعه چندان جالب توجه نیست چرا که انگاری ایشان می خواهند فقط در مواقع گرفتاری و مشکلات با نذر و دعا و زیارت ائمه شان مشکلات را رفع نمایند و همین تقاضا های سبک را از آنها بکنند . نه خدایی هست و نه عمل صالحی. و استفاده ابزاری بدین گونه از دین به نظر دوری از خدا را پدید می آورد.
خدا در آیه ی 9 سوره هود روایتی جالب می گوید : می گوید که و اگر از جانب خویش نعمتی به انسان بچشانیم سپس آن را از او بگیریم بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود. و در ادامه در آیه ی 10: و اگر بعد از شدت و رنجی که به او رسیده نعمتهایی به او بچشانیم می گوید مشکلات من برطرف شد و دیگر باز نخواهد گشت و غرق شادی و فخر فروشی می شود.
جالبه که خدا در این دو آیه آنچه را که بر ما انسان ها می گذارد و به سرعت خدا را فراموش می کنیم گفته و این نکته جالبیست که ما هنگام مشکلات دستمان دراز به خداست و وقتی همه چی رفع شد میگیم برو پی کارت و همه چی حله ( نقل اون جوک ترکه است: میگه خدا من نذر می کنم اگه یه جا برای پارک ماشین پیدا کردم از اینجا تا شابدلعظیم و پیاده برم بعد که جا پیدا میکنه میگه نخواستم خدا خودم پیداش کردم)
وقتی مشکلات برطرف شد انگاری که هیچ درخواستی از خدا نکردیم و همه چی به فراموشی سپرده میشه. منظور من از اوردن این سطور این بود که نگاری باب شده که ما خدا را فقط برای رفع مشکلات و آنتی بیوتیک می خواهیم که مشکلات را با لابه و زاری و چاهار تا ذکر و نذر برطرف کند بعدش هم همه چی فراموش می شود.
این نگاه توسل در بین ایرانی ها ی شیعه عملا آنها را از خدا و قرآن به شدت دور کرده و به روایت و مفاتیح و احادیث و روضه خوانی نزدیک تر کرده.
اما همه مشکلات توسل اینجا نیست. به خودی خود شما اگر توکل بر خدا داشته باشید آن توکل واقعی را، مشکلات کمتر و زندگی بهتری خواهید داشت و در کنارش هم می شود توسلی داشت به عنوان رابطه با خدا فقط به این عنوان که شخص مزبوری که بهش توسل کردیم پاک زیسته و نزد خدا از قربت فراوانی برخوردار است و چه خوب که به ایشان بگوییم پیام ما را به خدا برسان .
توسل می تواند منشاء خیر باشد آنگونه که هیچ وقت ایرانی ها به آن عمل نکرده اند. توسل می تواند این جایگاه فراموش شده را پرنگ کند که ائمه ای که اینقدر متوسل می شویم و تقاضا داریم، می توانیم کاری دیگر با ایشان داشته باشیم و صرفا از آنها تقاضا نکنیم به عمل ها و کردار ایشان نگاهی بیاندازیم و رشد خود را از همان الگو ها رقم بزنیم. کاری که روز به روز از ان دور می شویم و ائمه را بخاطر تقاضا خواهان هستیم و نه به عنوان یک الگو از آنها ممد نمی گیریم.
این برنامه از آنجا برایم جالب بود که چرا جناب مکارم که از مراجع تقلید هم به حساب می آیند به جای بحث کلیدی و مهمی چون توکل که لازمه ی هر مسلمانی است و لازمه ی ایمان است به راحتی می گذرد و حاضر است به بحث دستمالی شده و تکراری و نه چندان مورد توجه از سوی خدا و قرآن بپردازد؟
چنانکه در آیه ی 56 هود ایشان می فرماید که من بر الله که پروردگار من و شماست توکل کرده ام . در ایه ی 88 همین سوره شعیب (ع) می فرماید که: و توفیق من جز به خدا نیست. بر او توکل کردم و به سوی او باز می گردم. در آیه ی آخر یعنی 123 : پس او را پرستش کن و بر او توکل نما. در آیه ی 67 سوره یوسف یعقوب (ع) می فرماید بر او توکل کرده ام و همه متوکلان باید بر او توکل کنند. در آیه 106 سوره ی یونس : و جز خدا چیزی را که نه سودی به تو می رساند و نه زیانی مخوان، که اگر چنین کنی از ستمکاران خواهی بود. در آیه ی 116 توبه می فرماید که و جز خدا ولی و یاوری ندارید در آیه 3 سوره ی اعراف می فرماید: و از اولیا و معبود های دیگر جز او (خدا) پیروی نکنید. اما کمتر متوجه می شوید. ( اینجا آیه ی جالبی است خدا یه نصیحتی می کنه میگه که منو یادتون باشه و نه کس دیگری رو هرچند می دونم متوجه نمیشید و بازم می خواید راه خودتون رو برید خیلی جالبه)
این فقط آیات کمی از توکل است که در قرآن آمده و اگر میشد نمونه های بیشتری را می آورم که صد در صد تاکید خدا روی توکل بیشتر از توسل است و اینکه چرا بنده ی خدا می خواهد تاکید توسل را بیشتر جلوه نمایی کند سوالی است جالب.
